مثال‌های استراتژی رهبری هزینه


می توان خلاصه کرد که اگر به طور کلی ، همه بخشها یا اکثر بخشها توسط یک شرکت یا صنعتی هدف گذاری شوند. که مبتنی بر هدف قرار دادن مشتریان آگاه به قیمت باشد ، پس استراتژی رقابتی رهبری هزینه انتخاب می شود تا رقبا را شکست دهند.

Management sme

هدف از تدوين استراتژي در اين سطح، هدايت كل مجموعه و تخصيص بهينه منابع در آن است. در واقع جهت حركت كل گروه سازماني در اين سطح مشخص مي‌شود و اهداف و مقاصد عمومي به منظور نيل به آنها تعيين مي‌شوند. استراتژي‌هاي اين سطح را استراتژي‌هاي کل شرکت/سازمان مي‌نامند. وبا تصمیماتی سر و کار دارد که ماهیت آنها طوری است که کل شرکت را در برمیگیرد . استراتژی سطح شرکت به توصیف جهت گیری کلان شرکت در راستای نگرش کلی آن به رشد و رقابت در بازارها و مدیریت انواع کسب وکار ( واحد های تجاری ) و خطوط تولید میپردازد . استراتژی سطح شرکت به وسیله مدیریت ارشد سازمان تنظیم و تدوین میگردد و به پرسش های زیر جواب میدهد : چه فعالیت هایی را شرکت انجام خواهد داد ؟ هر واحد سازمانی چه هدف هایی دارد؟ برای تامین اهداف منابع را چگونه باید اختصاص داد؟ و در این سطح از استراتژیهای هدایتی و بزرگ چون استراتژیهای رشد، ثبات یا کاهش استفاده مینماید .

2-استراتژی سطح کسب و کار ( تجاری ) :

در سازمان‌هاي بزرگ که داراي واحدهاي مستقل مختلفي هستند، در راستاي اهداف و استراتژي هاي سطح کل سازمان، براي هر کدام از کسب و کارها / واحدهاي تجاري استراتژيک سازمان نيز اهداف و استراتژي‌هايي تعيين مي‌شود. به استراتژي‌هاي اين سطح استراتژي‌هاي کسب و کار اطلاق مي‌شود. وبه چگونگی رقابت موفق در بازارهای خاص میپردازد و با این موضوع سر وکار دارد که یک کسب و کار ( واحد تجاری ) چگونه به مزیت رقابتی دست میابد ؟ یک واحد تجاری بخشی از یک سازمان است که بازار خارجی مشخصی برای محصولات آن وجود دارد و این موضوع آن را از دیگر کسب و کارها جدا میکند، استراتژی کسب و کار معمولا در سطح محصولات یا واحد تجاری استراتژیک اجرا میشود و بر بهبود موقعیت مثال‌های استراتژی رهبری هزینه رقابتی کالا و خدمات شرکت ، در یک صنعت خاص یا یک بخش از بازار خاص تاکید دارد. در این زمینه پرسش های زیر مطرح است : واحد سازمانی در درون بازار چگونه رقابت میکند ؟ چه نوع خدمات یا محصولاتی را باید تولید کند؟ در پی نیاز کدام دسته از مشتریان باشد ؟ و .

3-استراتژی سطح کارکردی ( وظیفه ای ):

در اين سطح نيز بر اساس اهداف و استراتژي‌هاي سطوح بالاتر براي هر کدام از وظايف واحدهاي تجاري استراتژيک، استراتژي وظيفه‌اي تعيين مي‌شود. مسئوليت بزرگتر و اصلي مديران اين سطح، اجرا يا پياده كردن استراتژي‌ها و برنامه‌‌هاي استراتژيك سازمان است. براي سطح وظيفه‌اي ممكن است مجموعه‌اي از استراتژي‌ها وجود داشته باشد كه هر كدام در جهت استفاده بهينه از منابع در دسترس به منظور كمك به استراتژي‌هاي واحد بازرگاني تدوين مي‌شوند. استراتژي‌هاي اين سطح را استراتژي‌هاي وظيفه‌اي[3] مثال‌های استراتژی رهبری هزینه مي‌گويند. وبرای تحقق بخشیدن به هدف های کسب و کارها ( واحد های تجاری) یا شرکت های محصول در غالب واحد تجاری یا خدماتی تدوین میشوند. استراتژی کارکردی ، نگرشی مورد استفاده یک حوزه کاری برای رسیدن به اهداف و استراتژی های سطح شرکت و کسب و کار از طریق حداکثر کردن بهروری منابع است . حوزه های کاری عبارت اند از : تولید ، تحقیق و توسعه ، مالی ، بازاریابی و . مثلا اگر استراتژی واحد سازمانی مستلزم عرضه ی محصول جدیدی باشد ، و این تحقیق و توسعه در رابطه با شیوه عرضه و تولیدآن محصول برنامه هایی را ارائه میدهد.

ادغام افقی را شرح دهید ؟

شرکت میکوشد شرکتهای رقیب را به مالکیت خود درآورد تا بتواند میزان کنترل خود را بیفزاید . با استفاده از این استراتژی شرکت در واقع از استراتژی رشد استفاده میکنند وبدین وسیله به میزان زیادی از پدیده ای بنام صرفه جویی به مقیاس استفاده میکنند در یکپارچگی افقی مقدار زیادی از تشکیلات مضاعف حذف میشود .

استراتژیهای 3 گانه پورتر را شرح دهید؟

پورتر معتقد است كه سه نوع استراتژي عمومي مي‌توان انتخاب كرد: رهبري در هزينه

قیمت ها (Cost Leadership):

هدف از اين استراتژي، كسب برتري در رقابت از طريق توليد محصول با كمترين هزينه ممكن نسبت به رقبا مي‌باشد. از اين رو، روش پيشنهادي پورتر، توليد در حجم زياد و با قيمت كم مي‌باشد، كه اصطلاحاً آنرا اقتصاد مقياس(Economy of Scale) مي‌نامند. در اين استراتژي شرکت اقدام به توليد و عرضه محصولات استاندارد مي کند که بهاي تمام شده هر واحد براي مشتري کاهش يابد. اين موضوع در مورد شركتي مصداق دارد كه داراي نرخ برگشت بالاتر از متوسط نرخ برگشت صنعت بوده و مزيت‌هاي رقابتي قوي دارد. به‌هرحال اين استراتژي اغلب ارتباط زيادي با سهم بازار بزرگ يا ساير منافع ممتاز دارد، بطوري‌كه دسترسي مناسب به مواد خام و پول كافي براي خريد دارايي‌ها و لوازم مناسب، جزو مشخصه‌هاي اصلي اين استراتژي است. ازبین سه استراتژیک مطرح شده رهبری قیمت در بازرا آشنا ترین استراتژی هاست، هدف این استراتژی رسیدن به موقعیت ارزانترین تولید کننده محصول یا خدمات در بازار است اتخاذ چنین استراتژی هنگامی که موسسه ورودی های نقدی و مالی بالای غیر تعهد آوری یا سرمایه گذاری شده توسط سرمایه گذاران در موسسه باشد بسیار مثمر ثمر است موسساتی که با این استراتژی فعالیت مینمایند تمامی بازار را تحت پوشش خود قرار میدهند و حتی در بازارهای مرتبط نیز وارد میشوند همچنین علاوه بر اینکه از تمامی ظرفیتهای موجود برای ارائه خدمات ارزان قیمت استفاده میکنند دائما در حال بهبود عملکرد و افزایش بازدهی خود هستند و روشهای نوین را برای ارائه ارزانتر خدمات ابداع میکنند چنین بنگاهها و موسساتی خدمات استاندارد با کیفیت و بدون ویژگی های خاص را بازار عرضه مینمایند در این حال موسسه میتواند قیمت خود را به بازار دیکته کند ( همان محصولات یا خدمات یا قیمت پایین تر نسبت رقبا ) و از این طریق عرضه را بر رقبای خود تنگ مینماید ، بطوری که توجیه اقتصادی برای موسسات رقیب از بین برود . دریافت سود کمتر در کنار فروش بیشتر چنین بنگاهها و موسساتی را بازار رهنمون میشود استراتژی متمايزسازي

طبق اين استراتژي، محصولات و خدماتي عرضه مي‌شوندکه در صنعت مورد نظر به عنوان محصول يا خدمتي منحصر بفرد تلقي مي‌شوند. در واقع شركت وارد ساخت و بازاريابي محصولي واحد، براي بازاري بزرگ مي‌شود. راه رسيدن به استراتژي تفاوت، شامل توسعه‌ي شكل واحدي از زمينه‌ي شغلي، استفاده از تكنولوژي واحد و سرويس واحد به مشتريان يا موارد مشابه مي‌باشد. در اين استراتژي، کسب برتري رقابتي، از طريق توليد محصولي که از ديدگاه مشتريان در مقايسه با محصولات مشابه، منحصر به فرد و داراي خصوصيات ويژه باشد، صورت مي‌گيرد. ذكر اين نكته الزامي است‌كه‌ اين محصولات يا خدمات بايستي به مشترياني عرضه گرددکه نسبت به قيمت حساسيت چندان زيادي نشان نمي دهند. بهتر است بدانيدكه اين استراتژي روشي براي دستيابي به سودهاي بيشتر است. در این رویکرد موسسات سعی میکنند تا موقعیتی را نسبت به دیگر رقبای خود در بازار را بدست آورد برای رسیدن به چنین موقعیتی، موسسات به یک یا چند ویژگی که از نظر مشتریان مهم تلقی میشود پاسخ داد و از این طریق ممکن قیمتی بالاتر را به بازار ارائه میدهد و منشاء این تمرکز ممکن است در خود خدمات و محصولات ، شیوه ارائه آن روشهای بازاریابی ، خدمات پس از فروش و غیره باشد . حیاتی ترین تصمیم بنگاه در این استراتژی ، انتخاب درست ویژگی ای است که در نظر اغلب مشتریان ارزش پرداخت هزینه بالاتر را توجیه نماید

اين استراتژي اساساً تمركز بر روي يك يا چند محصول يا خدمت خاص (يا خريدار) دارد. منطق اين روش بر اين اساس بنا نهاده شده است كه توجه بر روي يك بازار و يا يك محصول، نسبت به شركت‌هايي با بازارهاي متعدد، باعث سرويس‌دهي بيشتر و دقيق‌تر خواهد گرديد. در نتيجه‌ي اين استراتژي يک برتري رقابتي نسبت به رقبا بدست خواهد آمد. براي مثال محصولاتي مانند اتومبيل‌هاي رولزرويز ، خودكارهاي كراس ، براي بازارهاي بسيار خاص طراحي شده‌اند.با این استراتژی ها سازمان می تواند در رقابت با رقبای خود مزیت و برتری کسب کند. انتخاب هز یک از این استراتژی ها (راهبردها) به قدرت سازمان و نقاط ضعف رقبای فرضی و احتمالی آن بستگی دارد. تمرکز ،سومین استراتژی عمومی میباشد دو استراتژی قبلی نگاهی به کل بازار دارند ، در حالی که این استراتژی به بخش یا بخشهایی از بازار توجه دارد ( در حیطه محدودی از کل بازار یا مشتریان ) موسسه با رویکرد متمایز بخشی از بازار را انتخاب میکند و تمام تلاش خود را بروی خدمت به بخش هدف متمرکز میکند وممکن است حتی روشهایی متفاوت از روشهای محصول صنعت مورد فعالیت را در پیش بگیرد .

استراتژی تمرکز به دو حالت قابل دستیابی است : تمرکز روی قیمت و تمرکز بروی تمایز . و وضعیت اول هدف موسسات سرویس دادن به بخشی از بازار است که نسبت به قیمت حساسیت بالایی دارند و در حالت دوم مشتریان با نیارهای خاصی قرار دارند که پاسخی برای نیازهای خود از طرف ارائه کنندگان دیگر دریافت نکرده اند. مهمترین متغییر در این استراتژی انتخاب صحیح بخشهایی از بازار است که تفاوت معناداری با کل بازار داشته باشند علاوه برا این بخش انتخاب شده بایستی جذابیت کافی برای ارائه محصول را داشته باشد و از نظر اقتصادی سودآور باشد .

رهبری بازار

رهبری بازار

در علم مدیریت استراتژیک بازاریابی به طور معمول برای شرکت ها و رقبای شرکت ها در بازار چند نقش متصور می شوند که شامل؛ رهبر بازار، دنباله روها (یا همان پیرو)، چالش گرها و بازیگران حاشیه ای می باشد.

در این مقاله قصد داریم به توضیح رهبر بازار بپردازیم که علاوه بر چیستی رهبر بازار بر مزایا و ویژگی های رهبر بازار و همچنین راهکار های برای این موقعیت (رهبری بازار) ارائه دهیم.

رهبر بازار چیست؟

رهبربازار (Market Leader) بودن در اصطلاح عام یعنی داشتن بیشترین سهم در بازار؛ اما به صورت دقیق تر بخواهیم بیان کنیم باید گفت: اینکه در هر صنایع یک رهبر بازار دارد بدین منظور که شرکت بتواند بیشترین سهم فروش در یک کالا و توانایی بالایی جهت کنترل بر آن بازار را در اختیار داشته باشد.

آیا رهبر بازار همیشگی است؟

تسلط داشتن بر کل بازار یا بخشی از بازار هیچ وقت کار سهل و آسانی نبوده و نیست و زمانی در این مسیر می توان موفق عمل کرد که بتوان با هوشیاری کامل همه جوانب را رصد و پیگیری کرد و از همه مهم تر در سازگاری با بازار در هر نوع شرایطی توانمند بود؛ برای نمونه یک محصول را مثال می زنیم مثلا گوشی.

در سال های گذشته که تنوع گوشی به شدت و کیفیت امروز نبود (همان گوشی های ساده نوکیا را مد نظر داشته باشد)، با همان گوشی می توانست نیاز اکثریت مخاطبان و مشتری را به گوشی بر طرف کرد و طرفداران زیادی هم داشت، اما حالا چه شده؟ آیا هنوزم این مدل از گوشی به همان اندازه طرفدار و خریدار دارد؟ آیا همچنان نیاز بازار در حد مانده است؟

در آن زمان به علت تنوع کمتر محصولات و رقابت کمتر، طرفداران زیادی داشت. اما در حال حاضر با این حجم از پیشرفت سریع و لحظه ای و تنوع بالا در تولید گوشی با انواع و کیفیت متفاوت می توان انتظار داشت ادامه دادن با همان روند و کیفیت قبل باز هم می توان در بازار موفق بود؟

قطعا اینطور نیست. باید این را بدانید که رقابت در بازار خود عاملی بر ایجاد نیاز برای مشتری می شود.

منظورمان این است که رهبر بازار بودن می تواند تغییر کند و به مرتبه دوم یا سوم نزول پیدا کند. که می توان با نوآوری های جدید (برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید به مقاله نوآوری مراجعه بفرمایید) رقابت بیافرینیم و هم سوی نیاز بازار حرکت کرد و موقعیت رهبری بازار را به نفع خود تغییر یا حفظ کرد.

با توجه به مطالب گفته شده باید توجه داشت برای موفقیت و بدست آوردن رهبری بازار (Market Leader) با داشتن استراتژی مناسب و هدفمند همچنین حرکت در راستای برنامه های هدفمند این راه را با موفقیت طی کرد. برای نمونه در این مورد به چند نمونه اکتفا می کنیم؛

  1. ابتدا روی یک بخش خاص و مشخص (منظور یک صنعت یا صنایع و کالا های خاص و زیر مجموعه هم) بازار تمرکز کنید: رقابت داشتن با رقبای بزرگ در بازار، معمولا کار راحتی نیست. اما اگر بتوانید گوشه مناسبی از بازار را در دست بگیرید و بر آن تمرکز کنید، محصول یا خدمات خاصی طراحی و تولید کنید می توانید در رقابت برتری خود را نشان دهید. چرا که تمرکز بر کیفیت بازار متمرکز تر قطعا می تواند راحت تر باشد.
  2. به وجود آوردن امتیاز رقابتی انحصاری و ایجاد تصویری متفاوت تر از کار و حرفه خود (منظور کالای تولیدی و خدمات خود می باشد) در دید مشتریان و مخاطبین ایجاد کنید.
  3. داشتن سرعت عمل در تولید که می تواند در افزایش تقاضا و نیاز و خواسته مشتری تاثیر بسزایی داشته باشد.
  4. داشتن نوآوری؛ در تولید کالا و محصول های جدید که هزینه بالایی دارد ولی می تواند در ایجاد نیاز برای مشتری خیلی اثر گذار باشد و این گونه می توانید سهم بشتری از بازار را به دست آورید و همچنین میزان تقاضای مشتری و مخاطب را بالا ببرید.
  5. تلاش برای راضی نگاه داشتن مشتری (بالا بردن کیفیت) موجب می شود مشتریان خود نوعی از تبلیغات را موجب شوند (تبلیغات دهان به دهان) که این خود باز در روند افزایش تقاضا و پایین آوردن هزینه بسیار عملکرد مثبت داشته باشد، به عبارتی بهره روی بشتری را در پی دارد.
  6. استفاده درست از تبلیغات و بازاریابی؛ تبلیغات و بازاریابی امروز در روند افزایش فروش منحصر بفرد عمل می کند. البته در صورتی می تواند نتیجه مطلوب داشته باشد که از روش های بازاریابی متناسب زمان خود و طبق روانشناسی درست از بازار و مشتریان و به همراه تکنولوژی روز استفاده شود.
  7. تلاش برای نگاه داشتن موقعیت فعلی خود از بازار

پیشگامان بی نهایت مطالعه مقاله آموزش کامفار بخش 4 را به شما عزیزان پیشنهاد می کند.

ویژگی های رهبر بازار

ویژگی های رهبر بازار

ویژگی های رهبر بازار:

  • مشتری متمرکز: رهبران بازار باید بدانند که مشتریان اساس موفقیت آنها در بازار هستند.
  • چشم اندازی روشن داشته باشند: یعنی هدف و چگونگی رسیدن به هدف و همچنین زمان و مکان به دست آورن اهداف باید مشخص باشد.
  • داشتن انعطاف: انعطلاف در برابر تغییرات و شرایط بازار و از همه مهم تر نیاز مشتریان و مخاطبین خود در بازار.

وقتی از راهکار و استراتژی در کسب و کاری سخن می گویم؛ هدف ایجاد شرایط و داشتن برنامه ای مناسب برای به دست آوردن موقعیت و امتیاز بیشتر در رقابت بازار می باشد. هر کسب و کاری راهکار خود را دارد، راهکار هایی که بر اساس ارزش و اصول هر سازمان و یا شرکتی متفاوت است اما یکسری راهکار ها هستند که می توان گفت تقریبا عمومیت دارد بر همه بازار ها و با توجه به شرایط و بازار جهان یکسان است و نباید نادیده گرفته شوند که اینجا به چند عنوان اشاره می کنیم.

راهکارهای رشد برای رهبری بازار شدن:

  • استفاده از متخصصین و تکنولوژی روز
  • در ادامه مورد اول، نکته و مورد بعدی توسعه هوشمند برای رونق در کسب و کار است.
  • پایین آوردن هزینه ها و بالا بردن فروش
  • کنترل و مدیریت هزینه ها زمانی که درآمد پایین است.
  • کسب بهترین نقاط بازار برای افزایش فروش
  • علاوه بر پوشش دادن بازار محلی باید بازار جهانی را هم مورد توجه داشت.

مزایای رهبری بازار؛

  • رهبر بازار، می تواند سلیقه مشتری و مخاطبان خود را شکل و جهت دهد.
  • تبدیل شدن مثال‌های استراتژی رهبری هزینه کالا های تولیدی به کالای ایده آل مخاطب که رقابت با آن را برای دیگر بازار ها سخت می کند.
  • اعتماد به کالایی، ریسک گریزی مخاطب را در پی دارد که رهبر بازار از این موقعیت سود کسب می کند.
  • اعتماد به یک کالا موجب پذیرش راحتر قیمت بالای کالا می شود.

نتیجه گیری نهایی از رهبری بازار:

به طور کلی برای رهبر بازار (Market Leader) ماندن باید در قدم اول برنامه های هدفمندی برای افزایش تقاضای مشتریان خود در بازار داشت. در قدم بعدی برای مداومت رهبری بازار باید اقدامات تدافعی و تهاجمی مناسبی برای نگاه داشتن سهم فعلی خود در بازار داشت.

از عوامل کلیدی برای موفقیت در رهبری بازار را همگون کردن بازار و اولویت داشتن کیفیت کالا در میان رقبا است و در کنار این مورد پیش بینی و طرح ریزی دقیق از چرخه کالا و تولیدات را هم باید مد نظر داشت.

نگارش: ساناز یوسفی

به منظور کسب اطلاعات بیشتر، مطالعه مقاله بودجه ریزی را به شما عزیزان پیشنهاد می نماییم.

استراتژی تمایز در بازاریابی

محمد زرین - مشاور و استراتژیست برند [email protected] برند IKEA اگرچه در ایران شعبه رسمی نداشته و ندارد، اما برای بسیاری از مردم ایران آشناست. یک برند سوئدی موفق که حوالی سال‌های ۱۹۴۳ از محصولات مبلمان و دکوراسیون آغاز کرد و درحال‌حاضر انواع و اقسام وسایل خانگی را در بیش از ۴۰۰ شعبه فروشگا‌ه‌های زنجیره‌ای در سراسر جهان عرضه می‌کند و یکی از بزرگ‌ترین فروشگاه‌های خرده‌فروشی و برندهای باارزش دنیا است.

برای آشنایی با این برند و سرگذشت و اقداماتش مطالب زیادی موجود است. در این نوشتار قصد داریم تحلیلی از استراتژی بازاریابی و برندسازی ایکیا در زمان ورود به بازار داشته باشیم.

براساس استراتژی عمومی مایکل پورتر (استراتژی‌های رهبری هزینه، تمایز و تمرکز) ایکیا یک استراتژی ترکیبی از این سه رویکرد اصلی را مدنظر قرار داد.

ایکیا برای رقابت با دو دسته رقیب اصلی در بازار (مبلمان زیبا، گران‌قیمت و باکیفیت بالا و مبلمان بی‌کیفیت و بدون طراحی زیبا) باید گوشه‌ای از بازار را هدف قرار می‌داد که کسی به آن توجهی نکرده بود. بنابراین اولین قدم تقسیم‌بندی بازار (Segmentation) و انتخاب بخش‌هایی جذاب از آن بود (Targeting).

این گروه مخاطب این‌گونه توصیف شدند: جوانان حدود 20 تا 35 سال، افراد مجرد یا متاهلی که درآمد بالایی ندارند، اما به‌روز و اهل مد و فشن هستند و می‌خواهند خانه‌شان به شکلی مدرن و زیبا طراحی شود. عاشق محصولات مدرن و نو هستند. از طرفی هم نمی‌خواستند مبلمان و لوازم‌خانه گران‌قیمتی بخرند که عمری باقی بماند و حمل‌ونقلش هم سخت باشد.

براساس ویژگی‌های این گروه از مخاطبان محصولات ایکیا تعریف و طراحی شد: مبلمانی کاربردی و ساده با طرح‌های فشن و به‌روز با قیمتی قابل قبول. ایکیا سراغ تامین‌کننده‌های زیادی رفت تا به‌واسطه رقابت میان آنها‌ بتواند قیمت تمام شده را پایین‌تر ببرد. از چوب‌های گران‌قیمت فقط در قسمت‌های مهم استفاده کرد. میزها و مبل‌ها قابلیت سرهم‌کردن داشتند. هزینه اسمبل‌کردن کم شد. مشتری به راحتی آنها را در یک بسته می توانست حمل کند. لازم نبود برای حمل‌ونقل کامیون بگیرد و با تاکسی هم می‌توانست آنها را جابه‌جا کند. پس هزینه حمل‌ونقل هم‌ کم شد. ضمن اینکه لذت سرهم‌کردن و خلق مبلمان و وسایل خانه به خود مشتری داده شد. آنها حس می‌کردند خودشان خانه‌شان را طراحی کرده‌اند.

برای انتخاب مبلمان هم ایکیا کار بسیار جالبی کرد. مشتریان همه لوازم را چیدمان شده در یک فضای واقعی خانه در فروشگاه‌های ایکیا مشاهده می‌کردند و دیگر لازم نبود حتما طراح داخلی باشند یا هزینه یک مشاور طراحی را بدهند. همان‌جا می‌توانستند ترکیب‌بندی و هارمونی وسایل و رنگ‌ها را انتخاب کنند.

و این‌گونه مرحله جایگاه‌سازی (Positioning) برند ایکیا رقم خورد؛ یک برند با استراتژی رهبری هزینه و ارائه «قیمت قابل قبول» (در مقایسه با رقبای گران) اما تمرکز روی نقاط تمایزی مثل «طراحی ساده و کاربردی» و «تجربه منحصربه فرد از خرید».

ایکیا با انتخابی درست از گوشه یک بازار- و نه همه بازار خرده فروشی یا مبلمان خانگی- و با خلق یک مفهوم و معنای جذاب در قالب هویت برند ایکیا- و نه صرفا تولید یک محصول- جایگاه محکم و خاصی برای خود ساخت. یک جایگاه منحصربه‌فرد که دیگر هیچ برندی نتوانست وارد محدوده آن شود و در واقع در میان اقیانوس قرمزی از رقبا و محصولات مشابه برای خود یک اقیانوس آبی خاص خود خلق کرد که هنوز هیچ برندی نتوانسته شبیه او شود.

مطالعه موردی ایکیا و شیوه ورود و جایگاه‌سازی‌اش در بازار (و برندهای دیگری که در بازارهایی دیگر با همین شیوه جایگاه‌سازی کرده‌اند) یکی از بهترین آموزه‌های تدوین و پیاده‌سازی استراتژی‌های برند و بازاریابی در بازارهای شلوغ- مثل بازار ایران- است.

بسیاری از شرکت‌ها و برندهای ایرانی در بسیاری از بازارها هنوز از همان اصول و شیوه‌های قدیمی راه‌اندازی یک کسب‌و‌کار پیروی می‌کنند و صرف تولید یک محصول یا خدمت و فروش از طریق کانال‌های مرسوم توزیع همه استراتژی بازاریابی و برندسازی آنهاست.

کمتر برندی را می‌بینیم که به مفهوم انتخاب مخاطبان هدف و جایگاه‌سازی بر مبنای یک مزیت رقابتی یا ارزش پیشنهادی پایدار و غیرقابل تقلید توجه عمیق و همه‌جانبه کرده باشد. بسیاری از مدیران و صاحبان کسب‌و‌کارها هنوز هم از مفاهیمی مثل استراتژی‌های رهبری هزینه، تمایز و تمرکز که از بنیادی‌ترین استراتژی‌های بازاریابی هستند آگاهی ندارند و شیوه‌های بخش‌بندی، هدف‌گذاری و جایگاه‌سازی (فرآیند STP) را به ساده‌ترین شکل ممکن هم پیاده‌سازی نمی‌کنند و متاسفانه عمده روش‌های بازاریابی به توزیع، تبلیغ و فروش هرچه بیشتر محصول ختم می‌شود و وقتی از آنها می‌پرسیم مخاطب شما چه کسانی هستند؟ با یک پاسخ تکراری «همه مردم» مواجه می‌شویم!

البته برندهایی هم داریم که با انتخاب درست مخاطبان هدف و طراحی و ارائه درست محصول یا خدمت متناسب با همان گروه مخاطب موفقیت‌های بزرگی- حتی در کوتاه‌مدت- به‌دست آورده‌اند. موضوع اصلی این است که با رقابتی و اشباع شدن بازار از محصولات و خدمات مشابه برای همه نوع مخاطبی برندهای جدید هیچ راه و استراتژی مناسبی ندارند، مگر اینکه براساس استراتژی‌های خلاقانه بازاریابی و برندسازی بخش‌هایی از بازار را مخاطب قرار بدهند که توجه کمتری به نیازها و دغدغه‌هایشان شده است. این بخش‌ها لزوما براساس ویژگی‌های جغرافیایی یا جمعیت‌شناختی کشف نمی‌شوند و بیشتر بر مبنای ویژگی‌های روان‌شناختی و رفتاری قابل شناسایی یا حتی خلق هستند.

امروزه مهم‌تر از ویژگی‌های جمعیت‌شناختی (مثل سن، جنسیت، سطح درآمد، تحصیلات و. ) ویژگی‌های روان‌شناختی مخاطبان در شکل‌دهی نوع محصول یا خدمت و شیوه‌ بازاریابی و برندسازی اثر می‌گذارد. ویژگی‌هایی مثل عقاید و علایق، کلاس و طبقه اجتماعی، سبک زندگی، ارزش‌های فردی و . . بنابراین کمتر می‌توان با کاهش قیمت با فاصله اندکی و کیفیت یا طراحی کمی متفاوت از رقبا سهمی از مشتریان آنها گرفت.

این یعنی که دیگر نمی‌توان به همه بازار یک محصول یا خدمت مشابه را ارائه کرد (لااقل در بسیاری از کالاها و خدمات). باید بدانیم چه معنا و مفهومی را براساس ویژگی‌های روان‌شناختی چه گروهی از مخاطبان می‌توانیم به زندگی آن گروه خاص اضافه کنیم که یا رقیبی انجام نداده یا به‌خوبی انجام نداده است.

استراتژی جودو (بخش 1)

استراتژی جودو

هر گاه دو جفت از یک گونه جهت دست یابی به منابع ضروری برای حیات خود رقابت کنند یکی از دو اتفاق زیر رخ خواهد داد؛ دیر یا زود یکی از آنها جایگزین دیگری می شود و یا یک نیروی متوازن کننده ای حالت تعادل پایداری ایجاد می کند که به هر یک از گونه ها مزیتی اختصاصی را جهت زنده ماندن می دهد. و بدین طریق هر دو گونه در کنار یکدیگر باقی می مانند.

  • پروفسور گاس 1934
  • اصل رقابت حذفی
  • رقابت پیش از استراتژی

ایجاد مفهوم استراتژی رقابتی:

از دیدگاه پورتر در رقابت باید به سلاحی مجهز شد که احتمال شکست را به حداقل برساند. زوایای نگاه به استراتژی های رقابتی از نظر پورتر:

  1. رهبری هزینه ها
  2. متمایز ساختن محصولات یا خدمات
  3. تمرکز بر محصولات یا خدمت خاصی

استراتژی رهبری هزینه ها:

شرکت اقدام به تولید و عرضه محصولات استانداردی می کند که بهای تمام شده هر واحد برای مشتری کاهش می یابد. این شیوه بر کل سازمان نتایج ذیل حاصل خواهد کرد:

  • کارایی بالاتر
  • دقت بیشتر در دادن بودجه
  • حیطه نظارت گسترده تر
  • کاهش هزینه های نگه داری و مشارکت کارکنان در کنترل هزینه های زاید مثال: پروکتور & گمبل- وال مارت

استراتژی متمایز ساختن محصول یا خدمت:

محصولات و یا خدماتی عرضه شود که در صنعت مورد نظر به عنوان محصول و خدمتی منحصر به فرد تلقی می گردد و به مشتریانی عرضه شود که نسبت به قیمت حساسیت چندانی مثال‌های استراتژی رهبری هزینه نشان نمی دهند.

معایب:

  • قیمت بسیار بالایی که برای آن تعیین میشود از نظر مشتری موجه نباشد.
  • شرکت های رقیب به روش های گوناگون نسخه دومی از همین محصول تولید و عرضه کنند. بوگاتی، فراری، بیژن پاک نژاد

استراتژی تمرکز بر محصول یا خدمات:

نیازهای گروه های کوچکی از مشتریان را با محصولات و یا خدمات خاص تامین نماید.

معایب:

  • تقلید شرکت های رقیب و ارائه نسخه دوم
  • تغییر سلیقه مشتریان
  • منطقه جغرافیایی (محدودیت بازار) مثال: All Star , komatsu

پیشگامان بی نهایت مطالعه مقاله بازاریابی داده محور را به شما عزیزان پیشنهاد می کند.

استراتژی تمرکز بر محصول یا خدمات

استراتژی تمرکز بر محصول یا خدمات

استراتژی جودو:

مدل های اقیانوس آبی و جودو به تنهایی راهگشا نیست. اقیانوس آبی دارای ابزار مناسب برای تحلیل استراتژی است. استراتژی جودو دید مناسبی را در تدوین استراتژی ارائه می کند. کارت امتیازی متوازن دارای چارچوب مناسب برای تدوین استراتژی است.

«استراتژی جودویی روشی برای غلبه بر حریفان قدرتمند»

واژه اقتصادی جودویی (Judo – Economics) در سال 1983 توسط دو اقتصاد دان به نام های جودویس گلدن و استیون سالوپ معرفی شد. دیوید یوفی در اثر تصادف ایشان اولین مقاله خود را در سال 1998 در زمینه تحلیل نبرد میان شرکت Netscape و Microsoft بر اساس الگوی استراتژی جودوئی نوشت.

اصل اول – حرکت

الف) ببر خویشتن دار

  • حریف را پیش از موعد به مبارزه نطلبید
  • عدم توجه رقبا به ما و نتیجتا ماندن در بازی
  • ارائه رفتار حد وسط و عدم مبارزه رو در رو با رقیب قوی
  • باید از تحریک حریف برای مبارزه اجتناب کرد تا قدرت و نیروی کافی برای مبارزه را به دست آورد.
  • به جای حمله مستقیم به رقیب در کنار او قرار بگیرید.
  • دور از چشم رقبا به فعالیت خود ادامه دهید.
  • از تمسخر و بی احترامی به رقبای بزرگ بپرهیزید. مگر اینکه بخواهید شکست بخورید.
  • فن سگ خانگی کوچک: دو اقتصاد دان به نام “دریو فاندنبرگ” و “جین تیرل”
  • United Airlines پرواز های بین قاره ای
  • Frontier Airlines و Western Pacific
  • جدال بر سر قیمت
  • ورشکستگی پاسفیک در سال 1977
  • فروش 9 برابری شرکت فرانتیر در سال 1990

در فضای رقابت بین الملل مواضع دولت های چین و روسیه در امور سیاست بین الملل و به ویژه مسائل حاد و حساسی مانند بحران هسته ای کره شمالی و ایران نمونه بارزی از استفاده از فن “در کنار رقبا قرار گرفتن” در قبال دولت ایالات متحده آمریکا می باشد.

پیشگامان بی نهایت مطالعه مقاله تجزیه و تحلیل مالی طرح توجيهی را به شما عزیزان پیشنهاد می کند.

تسلط بر حرکت

تسلط بر حرکت:

  • ببر خویشتن دار ( فن سگ خانگی کوچک)
  • بخش دفاعی حرکت
  • عدم توجه رقبا به ما و نتیجتا ماندن در بازی
  • ارائه رفتار حد وسط و عدم مبارزه رودررو با رقیب قوی

توسعه فضای رقابتی:

  • “جیم بارکس دال” مدیر ارشد اجرائی سابق “نت اسکیپ”: جنگ بین خرس و تمساح
  • خارج کردن مبارزه از زمین رقیب و مجبور کردن آن ها به مبارزه با با قوانین جدید
  • ایجاد استاندارد های جدید، تمرکز بر مشتریان جدید، استفاده از کانال های توزیع جدید، فراهم نمودن همکاران جدید
  • بیشتر قهرمانان با تکنیک هایی که بهتر از دیگران یاد گرفته اند به پیروزی می رسند. بنابراین سعی کنید با حریفان قدرتمند در ناحیه ای به مبارزه بپردازید که انعطاف پذیری نداشته باشند، تا بتوانید شکستشان دهید. (سرمایه گذاری بر روی نقاط ضعف آنان)
  • تعریف فضای رقابتی در واقع همان روح فن ببر خویشتن دار است. به جای حمله مستقیم به قلب امپراطوری دشمن، شما پیرامون آن حرکت می کنید.

به منظور کسب اطلاعات بیشتر، مطالعه مقاله مطالعات بازار را به شما عزیزان پیشنهاد می نماییم.

استراتژی های رقابتی پورتر

استراتژی های رقابتی پورتر

آنچه در این مقاله استراتژی رقابتی پورتر خواهید خواند :

استراتژیهای رقابتی پورتر

تعریف استراتژی رقابتی

یک استراتژی رقابتی را می توان به عنوان برنامه عملیاتی تعریف کرد. که طی مدت زمان طولانی انجام می شود. و توسط شرکت ها و کمپانی های مختلف به منظور دستیابی به مزیت رقابتی نسبت به رقبایی که در صنعت تجارت حضور دارند ، استفاده می شود.

استراتژیهای عمومی توصیف شده توسط مایکل پورتر برای توضیح چگونگی استفاده شرکت از مزیت رقابتی خود برای رقابت در یک صنعت مشابه ضروری است.

بنابراین ، پورتر پیشنهاد کرد که این شرکت می تواند از استراتژی تمایز یا رهبری هزینه یا تمرکز به عنوان یک مزیت رقابتی برای بقا در بازار استفاده کند.

مفهوم استراتژی رقابتی

مفهوم استراتژی رقابتی

مفهوم استراتژی رقابتی

همانطور که در بالا ذکر شد . پورتر هر یک از سه استراتژی را برای زنده ماندن در یک تجارت رقابتی پیشنهاد داد. شرکت ها بمی توانند از هر سه استراتژی رقابتی فقط از یکی استفاده کند.

استراتژی های رقابتی به شرکت کمک می کند تا دوام بیاورد و خطر را به حداقل برساند . اما اگر شرکت یکی از سه استراتژی رقابتی را انتخاب نکند ، در این صورت اتلاف منابع وجود دارد.

همه شش استراتژی طراحی شده توسط پورتر ، تعامل بین تمایز تولید ، به حداقل رساندن هزینه و تمرکز بر بازار شرکت را در بر می گیرد.

طبق گفته پورتر ، صنعت بخشهای زیادی دارد که می تواند توسط شرکتهای مختلف هدف قرار گیرد. بر اساس نظریه پورتر در مقایسه با شرکت های رقیب ، دو نوع مزیت رقابتی اصلی وجود دارد . تمایز یا هزینه کمتر است. وقتی شرکت از یک مزیت رقابتی منحصر به فرد برخوردار باشد . آن شرکت می تواند به راحتی بر این پنج نیرو رقابتی پورتر غلبه کند.

مزایای اساسی رقابتی

دو مزیت اساسی رقابتی وجود دارد و وقتی اینها با دامنه فعالیتها ترکیب شوند که به سازمان کمک می کند. تا عملکردی بالاتر از حد متوسط ​​در میان سایر رقبا در صنعت داشته باشد. دو نوع استراتژی تمرکز وجود دارد که تمرکز بر تمایز و تمرکز بر هزینه است.

می توان خلاصه کرد که اگر به طور کلی ، همه بخشها یا اکثر بخشها توسط یک شرکت یا صنعتی هدف گذاری شوند. که مبتنی بر هدف قرار دادن مشتریان آگاه به قیمت باشد ، پس استراتژی رقابتی رهبری هزینه انتخاب می شود تا رقبا را شکست دهند.

همچنین ، وقتی مشتریان هدف از قیمت آگاه نبودند اما از ویژگی ها یا ویژگی های محصول با توجه به کیفیت یا خدمات آگاه بودند . در این صورت سازمان به قیمت بالاتری برای محصول نیاز دارد.

در این حالت ، شرکت یک استراتژی تمایز را دنبال می کند. که تضمین می کند با قرار دادن خود در ذهن مشتری ، محصول را در میان سایر رقبا متمایز می کند.

همچنین ، اگر دیده شود که سازمان بر روی چند بخش انتخاب شده تمرکز دارد . گفته می شود که سازمان از یک استراتژی تمرکز پیروی می کند.

اهمیت استراتژی رقابتی

اهمیت استراتژی رقابتی

اهمیت استراتژی رقابتی

سود تقریباً برای هر شرکت در بازار اساس کار آن شرکت است. بدون سود ، شرکت نمی تواند دوام بیاورد . زیرا زیربنای کلیه عملیات را تشکیل می دهد. اگرچه تعاریف جدید از زیربنا تغییر کرده است . با این وجود مهمترین ویژگی همچنان باقی مانده است.

برای دستیابی به سود بهتر ، شرکت باید فروش بهتری از محصولات یا خدمات خود داشته باشد. این کار فقط با کمک محصولات بهتر ، قیمت بهتر یا داشتن یک پیشنهاد فروش منحصر به فرد قابل انجام است.

هر شرکتی تلاش می کند تا رقبای خود را شکست دهد تا سود بهتری داشته باشد. و در بازار جایگاه خوبی کسب کند. اینجاست که مفهوم استراتژی رقابتی مطرح می شود.

اهمیت اصلی

با کمک یک استراتژی رقابتی ، سازمان می تواند خود را متناسب با نیاز بازار اصلاح کند. و خود را با استفاده از ابزارها و تغییرات لازم برای مبارزه با سایر رقبا تسلیح کند. استراتژی شرکتی طرحی است که به شرکت کمک می کند تا با استراتژی برنامه ریزی شده سایر بازیکنان بازار را شکست دهد.

استراتژی رقابتی نیز مهم است. تا سازمان از چشم انداز و مأموریت خود دور نماند. استراتژی رقابتی کمک می کند تا سازمان بر اهداف خود متمرکز شود.

در چرخه محصول ، هنگامی که محصول در یک روند یا فاز مسطح قرار دارد. که در آن هیچ رشدی وجود ندارد ، یا رشد نمی کند. در طول این مرحله ، محصول نیاز به فشار و استراتژی رقابتی برنامه ریزی شده دارد. که به آن کمک می کند تا از رقبا عبور کند. و فروش را در بازار افزایش دهد . که به نوبه خود باعث افزایش بقا در بازار می شود. بنابراین استراتژیهای رقابتی برای بقای محصول در بازار بسیار ضروری است.

هرگاه شرکتی برای تغییر برند یک محصول خاص یا کل طراحی محصول یا حتی کل شرکت دستخوش اصلاحاتی شود ، آنگاه استراتژی رقابت بسیار حیاتی می شود.

داشتن یک استراتژی جدید رقابتی برای غلبه بر شرکت های رقیب یا محصولات آنها با برندسازی مجدد یا طراحی مجدد محصولاتشان به شرکت کمک می کند سود بهتری کسب کند و تصویری جدید در بازار ایجاد کند.

استراتژیهای رقابتی پورتر

شماره 1 استراتژی رهبری هزینه

استراتژی رهبری هزینه

این یک استراتژی است که توسط پورتر توصیف شده است. که در آن شرکت منبع خود را برای بدست آوردن سهم بازار با قرار دادن محصولات خود برای مشتریان حساس به قیمت آگاه است. آنها می توانند با ارائه بهترین و کمترین قیمت در محصولات به این مهم دست پیدا کنند.

آنها همچنین می توانند نسبت قیمت به ارزش پایین را ارائه دهند. به منظور حفظ سطح سود ، سازمان باید بازگشت سرمایه و هزینه عملیاتی بالایی داشته باشد که این امر باعث می شود خط سود از رقبا کمتر نباشد. برای دستیابی به این هدف سه راه وجود دارد:

اولین مورد با دستیابی به هزینه های عملیاتی کمتر است.

که با داشتن حجم بالایی از محصولات استاندارد به دست می آید. اینها محصولات اساسی هستند که هیچگونه افزایش اضافی یا شخصی سازی در آنها وجود ندارد . به دلیل کاهش زمانها و اجزای استاندارد ، هزینه تولید کاهش می یابد.

تعداد مدلها یا تنوع به منظور اطمینان از تولید بیشتر و سریعتر و هزینه های اضافی با پرداخت هزینه کمتر به کارمندان خود یا قرار گرفتن مرکز تولید در مناطق کمتر اجاره ای به حداقل می رسد.

برای همگام سازی با استراتژی ، لازم است که سازمان به طور مداوم در تمام جنبه های تجارت که شامل برون سپاری یا کاهش هزینه های تولید و یا افزایش ظرفیت دارایی ها و به حداقل رساندن سرمایه ها است . به دنبال کاهش هزینه های تبلیغات و تحقیقات و توزیع باشد.

روش دوم مورد استفاده برای کاهش یا اعمال کنترل بر زنجیره ارزش ، که شامل گروه های عملکردی مانند بازاریابی ، مالی ، فناوری اطلاعات ، زنجیره تأمین و غیره است. برای مدیریت زنجیره تأمین دستیابی به هزینه های کمتر می تواند با تخفیف در خرید عمده یا مذاکره با تامین کنندگان برای قیمت های پایین تر باشد.

مثالی از رهبری هزینه

شرکت ها نیز اجرای مناقصه رقابتی برای عقد قرارداد از فروشندگان مختلف به این مهم دست می یابند. Walmart یکی از بهترین نمونه هایی است که تامین کنندگان خود را برای اطمینان از پایین ترین قیمت محصولاتشان تحت فشار قرار می دهد. استراتژی های دیگر شامل دسترسی ترجیحی به مواد اولیه تهیه شده توسط شرکت است.

راه سوم راهی است که به دستیابی به میزان بالای دارایی کمک می کند. در صنعت خدمات ، این بدان معناست که به عنوان مثال ، شرکتهای هواپیمایی پروازهای خود را سریعتر از سایر شرکتهای هواپیمایی انجام می دهند. که به شما در دستیابی به سفرهای بیشتر و درآمدزایی بیشتر کمک می کند. و یا در صنعت سرگرمی به معنای نمایش بیشتر از حد متوسط ​​نمایش در تئاتر است. به منظور دعوت بیشتر مخاطبان و ایجاد درآمد بیشتر.

استفاده زیاد از دارایی ها به توزیع هزینه ها در چندین واحد کمک می کند ، که منجر به کاهش هزینه هر واحد خواهد شد.

برای اِعمال استراتژی رهبری هزینه ، صرفه اقتصادی در مقیاس و حجم تولید بالاتر و سهم بازار بیشتر ، هر کدام به تنهایی مورد نیاز است. شرکت های کوچکتر به دلیل اینکه حجم بالاتری ندارند ، نمی توانند از رویکرد متمرکز بر هزینه استفاده کنند.

استفاده از استراتژی تمایز مبتنی بر هزینه باعث آسیب رساندن به شرکت جدید از نظر پایداری در بازار می شود.

معایب استراتژی رهبری مبتنی بر هزینه

مشتریان نسبت به محصولات وفاداری ندارند ، زیرا مشتریان اقتصادی و حساس به قیمت ، در صورت موجود بودن گزینه های ارزان تر، بلافاصله برند محصول را تغییر می دهند . این سازمان شهرت ضعیفی را ایجاد می کند که با هزینه کمتری همراه است.

معمولاً مشتریان محصولات ارزنتر را با کیفیت پایین مرتبط می کنند. و برای سازمان تغییر برند و برندسازی مجدد محصولاتشان برای تغییر استراتژی در آینده بسیار دشوار خواهد بود.

شماره 2 استراتژی تمایز

استراتژی تمایز

ایده اصلی در پشت استراتژی تمایز این است که محصول را به یک روش دیگر متمایز کنید. تا بتوانید با سایر رقبای خود در بازار ، رقابت موفقیت آمیز و بهتری داشته باشید.

بسیاری از شرکت ها با برندسازی ، به عنوان مثال کفش های نایک ، محصولات خود را با موفقیت نسبت به رقبا متمایز کرده اند.

استراتژی تمایز زمانی معنا پیدا می کند که مشتری به قیمت حساس نباشد. و بازار اشباع یا رقابتی باشد و نیازهای مشتری بسیار مشخص و احتمالاً کمبود داشته باشد.

ویژگی های منحصر به فرد تمایز باید بتواند نیازهای مشتری را برآورده کند. و همچنین کپی برداری و تقلید از آن توسط رقبا دشوار باشد. به عنوان مثال ، کپی کردن سیستم عامل تلفن های همراه اپل بسیار دشوار است.

محصولات با ارزش افزوده همان چیزی است که باعث سود محصولات متمایز می شود. تیم موفق مدیریت برند همچنین می تواند تمایز موثری برای محصول و شرکت در ذهن مشتری ایجاد کند.

استراتژی تمایز برای چه شرکتهایی مناسب نیست

استراتژی تمایز برای شرکتهای کوچک و متوسط ​​که کانون توجه شان بازار اصلی نیست. بلکه برای تأمین کل بازار کار می کنند ، مناسب نخواهد بود.

استراتژی تمایز یک مزیت بزرگ برای شرکتهای بزرگتر مانند کوکاکولا و پپسی فراهم می کند. که منابعی برای کاهش عوارض ناشی از اتخاذ استراتژی تمایز دارند.

در تمایز ، ممکن است هزینه تولید افزایش یابد . اما با تهیه ارزش اضافی برای مشتریانی که آماده ارائه قیمت گذاری بالاتر برای محصول شما هستند . می توان آن را به راحتی تأمین کرد. دو استراتژی تمایز وجود دارد.

انواع استراتژی تمایز

اولین مدل ارزش سهامدار است که معتقد است داشتن دانش تخصصی برای مزیت تمایز بسیار مهم است. و تا زمانی که دانش منحصر به شرکت باشد ، برای شرکت سودمند است.

در مدل دوم ، که به عنوان مدل منابع نامحدود نامگذاری شده است . این تئوری پیشنهاد می کند که باید از منابع موجود که به اندازه کافی بزرگ است تا بتوان از رقبای خود پیشی گرفت ، استفاده نمود.

از آنجا که سازمان در این حالت از منابع بیشتری برخوردار است می تواند ریسک کند و سودآوری را برای مدت طولانی حفظ کند .

در مورد استراتژی تمایز ، بسیاری از شرکت ها برای جدا کردن محصول خود از بقیه ، مفهوم تمایز را شروع کرده اند.

نمونه ای استراتژی تمایز

نمونه آن اینکه 90٪ تلفن های همراه از Android به عنوان یک سیستم عامل استفاده می کنند . اما اپل با استفاده از یک نرم افزار منحصر به فرد که فقط مختص محصولات اپل است. و سیستم عامل اپل نامیده می شود ، تفاوت خود را ایجاد کرده است.

با توجه به این تمایز ، خود را در ذهن مشتری قرار می دهد که یک محصول خوب و یک محصول برتر است. تصویر برندی که اپل در ذهن مشتری ایجاد کرده است. یک محصول برتر است که تریلیون دلاری باشد و ارزش آنها را نه تنها در بازار بلکه در ذهن مشتری نیز بهبود بخشد.

دنباله رو اپل ، شرکت گوگل است که با تلفن های همراه شاخص خود به نام تلفن های Pixel به بازار حمله کرده است. اگرچه گوگل از اندروید به عنوان نرم افزاری استفاده می کند که خود را با یک دوربین ممتاز متفاوت کرده است. و نمی توان آن را با سایر تلفن های موجود در بازار مقایسه کرد.

شماره 3 مثال‌های استراتژی رهبری هزینه استراتژی تمرکز

برای بسیاری از شرکت ها ، این به عنوان یک استراتژی جداگانه به دلیل شرایط کوچکتر بازار در نظر گرفته نمی شود. سازمانهایی که قبلاً استراتژی تمایز را اتخاذ کرده اند می توانند استراتژیهای تمرکز را همراه با استراتژی تمایز یا هزینه یا هر دو مورد استفاده کنند. استراتژی تمرکز را می توان به عنوان یک استراتژی بیان کرد که می تواند توسط شرکت های کوچکتر به صورت تمرکز بر مشتریان انتخاب شده اعمال شود.

این شرکت ها می توانند از رقابت با سازمان های بزرگتر جلوگیری کنند. و قادرند بر بازار بسیار کوچکتری حاکم شوند. در مورد استراتژی های بازاریابی گوشه دنج – که به طاقچه / گوشه بازار نیز معروف است . در آن بازار هدف ، ، بخشی از بازار است. ضروری است که گروههای مختلفی با نیازهای منحصر به فرد وجود داشته باشد.

استراتژی های رقابتی : مثالهای استراتژی تمرکز

استراتژی بازاریابی خوب توسط شرکت های مختلف به منظور تمرکز بر روی بخش بسیار محدودی از مشتریان استفاده می شود. به عنوان مثال ، Sensodyne یک مارک خمیردندان ایجاد کرده است. که تمرکز آن بر روی دندانهاست ، خمیردندانهایی که برای تمیز کردن دندانها به صورت روزانه استفاده می شوند.

محصول سنسوداین

محصول سنسوداین به نام تسکین سنسوداین فقط در مواقع اضطراری یا دندان درد استفاده می شود. بر خلاف سایر رقبا که تمرکز خود را در تهیه این محصول به عنوان نیاز روزمره خانوار و چیزی که باید هر روز مورد استفاده قرار گیرد تمرکز می کنند . این برند بر بازار هدف خاصی تمرکز کرده که در موارد اضطراری از خمیر دندان استفاده می کند.

شرکت های زیادی در تولید لباس برای افراد چپ دست که دکمه هایی در طرف مقابل دارند و پوشیدن آنها راحت است ، نقش دارند.

برای چپ دست ها ، هر چیز چپ دست و غیره چند وب سایت هستند که لباس و بسیاری چیزهای دیگر مانند دستکش دستی ، قیچی و سایر موارد ضروری روزمره را برای افراد چپ دست ارائه می دهند.

آنها فقط در این گروه کار می کنند و بخش بسیار محدودی از مشتریان را تأمین می کنند.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.