چگونه سود زیان را محاسبه کنیم؟


صورت سود و زیان

در دنیای متغییر امروز نیاز است که عملکرد مالی یک شرکت یا سازمان در یک بازه زمانی خاص اندازه گیری شود. بازه زمانی می‌تواند ماهیانه، فصلی، سالیانه و حتی طی چند روز باشد. به اطلاعاتی که می‌توان از روی آن عملکرد مالی را سنجید، صورت سود و زیان گفته می‌شود. در این مقاله به اهمیت اجزا گزارش سود و زیان در حسابداری برای شرکت های مختلف خواهیم پرداخت. صورت سود و زیان جامع و صورت سود و زیان تلفیقی را نیز بررسی خواهیم کرد.

سود و زیان در حسابداری به چه معناست؟

در بخش حسابداری صورت سود و زیان از اهمیت زیادی برخوردار است. سود و زیان در یک نگاه اجمالی خلاصه‌ای از هزینه‌ها و درآمدهای ناشی از فعالیت‌های عملیاتی، فعالیت‌های غیر عملیاتی و سود و زیان خالص را نشان می‌دهد تا یک گزارش از فعالیت‌های کسب و کار به دست آید تا میزان رشد و افت مالی مشخص شود.

اهمیت صورت سود و زیان

صورت سود و زیان به قدری مهم است که بارها دیده و شنیده شده است که مدیران در فواصل کوتاه آن را درخواست کرده‌اند زیرا به کمک سود و زیان می‌توان از میزان سود آوری شرکت مطلع شد. اطلاع از جایگاه سازمان و شرکت باعث می‌شود که:

  • میزان پیشرفت یا پسرفت نسبت به چگونه سود زیان را محاسبه کنیم؟ رقبا سنجیده شود.
  • با توجه به صورت سود و زیان، تصمیمات درون سازمانی و برون سازمانی گرفته شود.

انواع سود

شناختن انواع سودها کمک می‌کند تا راحت‌تر مفاهیم سود و زیان در حسابداری درک شود که در ادامه توضیح مختصر هر یک از مفاهیم سود آمده است:

  • سود ناخالص: سود ناخالص سودی است که از کسر میزان فروش کالا از هزینه تمام شده به دست می‌آید.
  • سود خالص: چگونه سود زیان را محاسبه کنیم؟ سود خالص از کسر مالیات از درآمدهای شرکت (عملیاتی و غیر عملیاتی) به دست می‌آید.
  • سود عملیاتی: سود عملیاتی از کسر درآمدهای عملیاتی از هزینه‌ها به دست می‌آید که میزان سود شرکت قبل از کسر مالیات را نشان می‌دهد.

فرمول محاسبه سود و زیان در حسابداری

محاسبه سود و زیان در حسابداری از فرمول خاصی تبعیت می‌کند که به قرار زیر است:

  • سود دوره مالی = هزینه‌های دوره مالی – میزان درآمدهای دوره مالی
  • زیان دوره مالی = درآمدهای دوره مالی – میزان هزینه‌های دوره مالی

در واقع تمام درآمدها با هم جمع شده و سپس همه هزینه‌ها از آن کسر می‌شود و پس از آن مالیات نیز از آن کسر می‌‌شود. اگر درآمدها بیشتر از هزینه‌ها باشد شرکت سودآور بوده است ولی اگر هزینه‌ها بیشتر از درآمدها باشد، شرکت زیان ده است.

تفاوت سود با درآمد

آیا درآمد و سود متفاوت هستند؟ هر دو کلمه درآمد و سود دارای جریان مثبت نقدینگی هستند و کمی به هم شبیه هستند. البته باید گفت ممکن است سود کاهش یافته باشد که به آن تعدیل سود منفی گفته می‌شود از این رو همیشه هم سود مثبت نیست. سود پس از کسر هزینه‌ها حاصل می‌شود که با توجه به نوع هزینه‌ای که از درآمد کسر می‌شود در سطح‌های مختلف قابل محاسبه است اما درآمد با افزایش قیمت‌ها بر تعداد کالاهای فروخته شده محاسبه می‌شود یا به عبارتی دیگر درآمد در واقع تمام درآمدی است که قبل از برداشت هزینه‌ها به دست می‌آید.

پس می‌توان گفت درآمد میزان مبلغی را که پس از فروش محصولات یا کالا دریافت می‌شود، می‌باشد. درآمد مبلغی ناخالص است که مبالغ مربوط به مواد اولیه و تولید محصول از آن کسر نشده است. اگر شرکتی دارای درآمدهای چندگانه باشد، مجموع درآمدهای به دست آمده به درآمد کل شرکت افزوده می‌شود.

چطور بازگشت سرمایه را محاسبه کنیم؟

هدف همه افراد از سرمایه گذاری، کسب سود است. هرچه یک سرمایه گذاری سود بیشتری داشته باشد، گزینه جذاب‌تری خواهد بود. اما چگونه می‌توان سود یک سرمایه گذاری را محاسبه کرد؟ برای اینکار باید از مفهوم نرخ بازگشت سرمایه (ROI) کمک بگیرید. فرمول ساده بازگشت سرمایه به شما اجازه می‌دهد تا وضعیت سودآوری سرمایه گذاری خود را مشخص کنید و از آن برای مقایسه یا پیدا کردن بهترین گزینه برای سرمایه گذاری استفاده نمایید.

حالا چطور بازگشت سرمایه را محاسبه کنیم؟ در ادامه این مطلب با نوبیتکس همراه باشید تا با نحوه محاسبه این معیار مهم در بازار سرمایه آشنا شویم.

نرخ بازگشت سرمایه (ROI) چیست؟

نرخ بازگشت سرمایه (Return on Investment) یک معیار عملکردی برای ارزیابی کارایی سرمایه گذاری یا مقایسه میزان سود دهی تعدادی از سرمایه گذاری‌های مختلف است. براساس تعریف نرخ بازگشت سرمایه، این معیار بسیار مهم به شما امکان محاسبه مستقیم میزان بازدهی یک سرمایه گذاری خاص نسبت به هزینه سرمایه گذاری را می‌دهد. در پاسخ به سؤال «چطور بازگشت سرمایه را محاسبه کنیم؟» باید گفت کار چندان سختی نخواهید داشت.

یکی از ویژگی‌های اصلی نرخ بازگشت سرمایه که باعث محبوبیت آن در بین سرمایه گذاران و تریدر ها شده است، ساده بودن درک و استفاده از آن است. برای محاسبه بازگشت سرمایه کافی است تا سود یا بازده یک سرمایه گذاری را به هزینه سرمایه گذاری تقسیم کنید و نتیجه را به صورت درصد بیان نمایید. معمولاً در صرافی دیجیتال، نرخ بازگشت سرمایه به صورت سالانه بیان می‌شود و نیاز به محاسبه ندارد؛ با این حال، آشنایی با نحوه محاسبه ROI برای هر سرمایه گذاری الزامی است.

محاسبه ROI؛ چطور بازگشت سرمایه را محاسبه کنیم؟

برای این که بفهمیم چطور بازگشت سرمایه را محاسبه کنیم باید با روش‌ها و فرمول‌های آن آشنا شویم. به طور کلی، فرمول ROI بسیار ساده است و به راحتی می‌توانید از آن برای اندازه گیری بازدهی سرمایه خود استفاده کنید. متدها و روش‌های مختلفی برای محاسبه نرخ بازگشت سرمایه وجود دارد. در اینجا ما به دو متد اصلی محاسبه بازگشت سرمایه اشاره خواهیم کرد.

ساده‌ترین فرمول محاسبه نرخ بازگشت سرمایه:

بنابراین زمانی که شما میزان سود یک سرمایه گذاری و هزینه اولیه آن را در طول مدت زمان مشخصی در اختیار داشته باشید می‌توانید به راحتی بازگشت سرمایه را محاسبه کنید. علاوه بر این فرمول می‌توان از روش دیگری نیز برای محاسبه ROI استفاده کرد:

زمانی که سود سرمایه گذاری مشخص نیست ولی ارزش نهایی و اولیه آن را در اختیار داشته باشیم می‌توانیم از فرمول بالا استفاده کنیم. در ادامه از یک مثال در دنیای واقعی برای درک بهتر مفهوم بازگشت سرمایه استفاده می‌کنیم.

مثال محاسبه نرخ بازگشت سرمایه؛ چگونه از فرمول ROI استفاده کنیم؟

نرخ بازگشت سرمایه به دلیل تطبیق پذیری و سادگی، معیار بسیار محبوبی در بین سرمایه گذاران است. با استفاده از ROI به سادگی می‌توانید نرخ بازگشت سرمایه در سهام، شرکت‌ها، معاملات ملک و املاک یا حتی بازار ارزهای دیجیتال و خرید بیت کوین را محاسبه کرد. این فرمول پیچیدگی خاصی ندارد و می‌توان از آن برای تفسیر طیف وسیعی از انواع سرمایه گذاری‌ها استفاده کرد. برای اینکه بفهمیم چطور بازگشت سرمایه را محاسبه کنیم، در اینجا از یک مثال ساده استفاده خواهیم کرد.

فرض کنید که شما ۱۰۰۰ دلار از سهام یک شرکت را خریداری کرده‌اید. بعد از ۱ ماه ارزش سهامی که در دست دارید به ۱۲۰۰ دلار می‌رسد. برای محاسبه بازگشت سرمایه، شما باید ابتدا سود یا بازدهی سهام خود را از طریق کم کردن ارزش اولیه سهام از ارزش فعلی آن (۱۲۰۰-۱۰۰۰= ۲۰۰) به دست آورید. حالا کافی است تا این عدد را بر هزینه سرمایه گذاری (۱۰۰۰ دلار سرمایه اولیه + ۲۰ دلار کارمزد) تقسیم کنید و در نهایت نتیجه را به صورت درصد به دست آورید.

همانطور که مشاهده می‌کنید این سرمایه گذاری دارای نرخ بازگشت سرمایه ۱۹.۶ درصد است. حالا اگر شما سهام دیگری با قیمت ۱۲۰۰ دلاری خریده باشید که در مدت زمان مشابه به قیمت ۱۵۰۰ دلار رسیده باشد و ۲۰ دلار نیز کارمزد برای آن پرداخته باشید، نرخ بازکشت سرمایه شما در این سرمایه گذاری ۲۴.۵ درصد خواهد بود. به این ترتیب می‌توانید، سود خود از سرمایه گذاری‌های مختلف را بررسی کنید.

کاربردها و مزایای استفاده از نرخ بازگشت سرمایه

بزرگ‌ترین مزیت استفاده از ROI، ساده و قابل فهم بودن این معیار است. همه افراد می‌توانند به راحتی آن را محاسبه کنند و تفسیر نتایج آن نیز کار سختی نیست. به همین دلیل از معیار بازگشت سرمایه به عنوان یک معیار استاندارد و جهانی محاسبه سود استفاده می‌کنند. از طرف دیگر احتمال سوتفاهم یا سوتعبیر از نتایج آن بسیار اندک است زیرا در هر سرمایه گذاری، نتیجه دارای معنای یکسانی است. علاوه بر این، ابزارهای مهمی وجود دارند که کار محاسبه نرخ بازگشت سرمایه را راحت‌تر می‌کنند.

یک فرمول ساده در اکسل می‌تواند به شما کمک کند که به راحت‌ترین شکل ممکن ROI را محاسبه کنید. همچنین شما می‌توانید با ماشین حساب بیت کوین و تبدیل قیمت بیت کوین به ریال، میزان سود خود را از سرمایه گذاری در ارزهای دیجیتال به دست آورید و با قرار دادن آن در فرمول ROI، میزان بازگشت سرمایه را محاسبه کنید.

معایب و محدودیت‌های محاسبه بازگشت سرمایه

محاسبه بازگشت سرمایه معایب و محدودیت‌هایی نیز دارد. برای مثال اگر نرخ بازگشت سرمایه در یک سرمایه گذاری ۲۵ درصد و در سرمایه گذاری دیگری ۱۵ درصد باشد، لزوماً به معنای بهتر بودن سرمایه گذاری اول نیست. زیرا این نتایج چیزی در مورد زمان به ما نمی‌گوید. ممکن است سود ۲۵ درصد از یک سرمایه گذاری ۵ ساله (یعنی ۵ درصد در هر سال) به دست آمده باشد و سود ۱۵ درصدی مربوط به یک سرمایه گذاری ۳ ماهه باشد. بنابراین برای مقایسه دو نرخ بازگشت سرمایه باید حتماً آن‌ها را در مدت زمان مشابه محاسبه کنیم.

نکته بعدی، عدم اشاره به میزان ریسک سرمایه گذاری در این فرمول است. به طور کلی هرچه میزان نرخ بازگشت سرمایه یک سرمایه گذاری بیشتر باشد، ریسک بیشتری نیز خواهد داشت. اما میزان این ریسک در فرمول اعمال نمی‌شود. بنابراین قبل از انجام سرمایه گذاری، علاوه بر نرخ بازگشت سرمایه، میزان ریسک سرمایه خود را نیز محاسبه کنید.

سومین مشکلی که در محاسبه بازگشت سرمایه وجود دارد، عدم در نظر گرفتن تمامی هزینه‌ها است. برای مثال برای خرید سهام علاوه بر هزینه اولیه باید هزینه کارمزد خرید یا فروش سهام را نیز محاسبه کنید. همچنین برای محاسبه بازگشت سرمایه در املاک و مستغلات، باید هزینه‌های نگهداری از املاک، مالیات و سایر هزینه‌های جانبی را نیز در نظر داشته باشید. در غیر این صورت، نتیجه محاسبه نرخ ROI می‌تواند شما را به اشتباه بیاندازد.

نرخ بازگشت سرمایه IRR؛ بازگشت سرمایه به صورت نامتوازن

در بسیاری از اوقات، ممکن است در طول دوره سرمایه گذاری، چندین مرحله ورود سرمایه یا دریافت سود وجود داشته باشد. بر اساس شرایط بازار ممکن است در دوره‌های مختلف ماهانه یا سالانه میزان سود دریافتی نیز متفاوت باشد. در این صورت چطور بازگشت سرمایه را محاسبه کنیم؟

در این موارد باید از نرخ بازگشت داخلی (Internal Rate of Return) یا IRR استفاده کنیم. در نرخ بازگشت داخلی، دوره‌های پرداخت سود ثابت است (مثلاً ماهانه یا سالانه) اما میزان سود در هر دوره متفاوت خواهد بود. برای مثال ممکن است در ماه اول میزان سود ۱۰ درصد، در ماه دوم ۵ درصد و در ماه‌های بعدی به ترتیب ۴، ۱۰، ۷ و ۱۲ درصد باشد. در این حالت میانگین سود در هر دوره ۸ درصد خواهد بود. نحوه محاسبه بازگشت سرمایه IRR پیچیده‌تر از ROI است و می‌تواند یک دید کلی از سرمایه گذاری نامتوازن به شما بدهد.

چطور بازگشت سرمایه را در بازار ارزهای دیجیتال محاسبه کنیم؟

در بازار ارزها های دیجیتال مانند هر بازار سرمایه دیگری، می‌توان از نرخ بازگشت سرمایه برای تعیین میزان سوددهی یک سرمایه گذاری و مقایسه آن با سرمایه گذاری در سایر رمز ارزها استفاده کرد. برای مثال فرض کنید که قیمت بیت کوین کش در حال حاضر ۴۰۰۰ دلار باشد. شما با خرید ۱۰ بیت کوین کش، ۴۰ هزار دلار سرمایه گذاری می‌کنید. بعد از یک ماه، قیمت بیت کوین کش به ۴۲۰۰ دلار می‌رسد و سرمایه شما ۴۲ هزار دلار خواهد شد. در این صورت:

به این ترتیب نرخ بازگشت سرمایه در این سرمایه گذاری ۵ درصد خواهد بود. البته فراموش نکنید که باید کارمزد خرید و فروش بیت کوین کش را نیز در این فرمول محاسبه کنید. استفاده از یک صرافی آنلاین معتبر مانند نوبیتکس که کارمزد منصفانه‌ای داشته باشد می‌تواند در افزایش نرخ بازگشت سرمایه تأثیر گذار باشد.

در دنیای ارزهای دیجیتال، ROI نقش بسیار مهمی دارد و معمولاً از این معیار برای مقایسه میزان سودآوری رمز ارزها استفاده می‌شود. ROI کل که نشان دهنده رشد سرمایه یک رمز ارز از ابتدا تا کنون است به همراه ROI های ۳ ماهه و سالانه نقش اساسی در تحلیل یک ارز دیجیتال بازی می‌کنند. بنابراین تریدر ها و سرمایه گذاران ارزهای دیجیتال حتماً باید با نرخ بازگشت سرمایه ارزهای دیجیتال مختلف آشنا باشند.

با نوبیتکس، از سرمایه‌های خود محافظت کنید

در این مقاله به سؤال «چطور بازگشت سرمایه را محاسبه کنیم؟» پاسخ دادیم و با یکی از مهم‌ترین معیارهای سرمایه گذاری آشنا شدیم. نرخ بازگشت سرمایه معیاری است که اهمیت زیادی در سرمایه گذاری دارد و می‌تواند اطلاعات با ارزشی در اختیار شما قرار دهد. شما می‌توانید در صرافی ارز دیجیتال نوبیتکس، به خرید و فروش محبوب‌ترین رمز ارزها که دارای ROI بالایی هستند بپردازید. با مراجعه به صفحه اصلی و وارد شدن به بازار پرسود ارزهای دیجیتال می‌توانید از سرمایه خود محافظت کنید.

صورت سود و زیان

یکی از اصلی ترین و اساسی ترین صورت های مالی حسابداری پس از ترازنامه، صورت سود و زیان است. صورت سود و زیان در واقع گزارشی است بر درآمد و هزینه های یک شرکت در یک دوره خاص زمانی که درآمدها تحقق یافته باشند.

صورت سود و زیان چیست:

صورت سود و زیان گزارشی است که میزان سود و زیان، درآمد و به طور کلی گزارش عملکرد فعالیت های مالی شرکت در دوره مالی نشخص یا پایان سال مالی نشان می دهد. کلیه شرکت ها موظف هستند در پایان سال مالی با ارائه صورت سود و زیان میزان سودآوری خود را به سهامداران نشان دهند. به عبارت دیگر صورت سود و زیان گزارش خلاصه ای است که هزینه ها و درآمدهای شرکت که با انجام فعالیت های عمیاتی و غیر عملیاتی در یک دوره مالی به دست آمده را نشان می دهد. برای تهیه این گزارش مالی باید هزینه های غیر عملیاتی را از میزان فروش کم کنید تا صورت سود و زیان به دست بیاید.

برای مطالعه مقاله ماده 238 قانون مالیات مستقیم می توانید از این لینک استفاده نمایید.

شیوه تهیه صورت سود و زیان:

  1. مرحله اول، تهیه صورت سود و زیان تعیین دوره مالی است که عموماً 3 ماهه، 6 ماهه و یا یک ساله است.
  2. مرحله دوم، محاسبه درآمدهای حاصل از فروش محصولات و ارائه خدمات است.
  3. در مرحله سوم، قیمت تمام شده کالای فروخته شده باید مشخص شود.
  4. مرحله چهارم؛ باید بهای تمان شده کالا ار از درآمد دوره مالی مورد محاسبه کسر کرد تا سود ناخالص را پیدا کنید.
  5. مرحله پنجم، ثبت هزینه های عملیاتی شرکت مانند هزینه عمومی؛ توزیع، فروش و غیره است.
  6. مرحله ششم، هزینه های فروش و اداری را از سود ناخالص شرکت کسر کنید تا مبلغ قبل از کسر مالیات را به دست بیاورید.
  7. مرحله هفتم؛ مالیات بر درآمد را در صورت مالی ثبت کنید تا سود خالص محاسبه شود.
  8. مرحله هشتم؛ مالیات را از درآمد کسر کنید تا درآمد ناخالص به دست بیاید.
  9. مرحله نهم یا نهایی اطلاعاتی مانند نام شرکت، سال مالی، عنوان گزارش و غیره است که باید در بالای برگه ثبت شود.

تفاوت ترازنامه و صورت سود و زیان:

صورت سود و زیان گزارش دوره ای و منتهی به یک بازه زمانی در شرکت است در حالی که ترازنامه تصویری لحظه ای است که وضعیت شرکت را در یک تاریخ مشخص که در ترازنامه هم ذکر شده نشان می دهد.

برای مطالعه مقاله استعلام بدهی مالیاتی می توانید از این لینک استفاده نمایید.

هدف از تهیه صورت سود و زیان:

همان طور که گفته شد صورت سود و زیان، عملکرد دوره ای و سود و زیان شرکت را نشان می دهد. صورت سود و زیان برای موارد زیر کاربرد دارد.

  • تغییر درآمد ناشی از فروش نسبت به رشد صنعت.
  • تغییر حاشیه سود ناخالص شرکت یا موسسه ناشی از سود عملیاتی و ناخالص دوره.
  • بررسی افزایش یا کاهش سود عملیاتی ناخالص در دوره محاسبه شده.
  • مقایسه سود آوری واحد تجاری مورد بررسی با سازمان و ادارات مشابه که کالا و خدمات مشابهی تولید کرده و ارائه می دهند.

روش های تهیه گزارش سود و زیان:

گزارش صورت سود و زیان به دو روش تهیه می شود. به عبارت دیگر برای تهیه صورت سود و زیان می توان از دو شیوه زیر استفاده کرد.

روش اول، محاسبه تک مرحله ای:

این روش که به روش تک مرحله ای معروف است ابتدا همه درآمد شرکت را نوشته و زیر آن کلیه هزینه ها را درج کرده و در نهایت از تفاضل این دو رقم سود و زیان قبل از کسر مالیات را می توانید محاسبه کنید.

روش دوم، محاسبه چند مرحله ای:

در این روش باید درآمدهای عملیاتی را از هزینه های عملیاتی کسر کرده تا سود یا زیان ناویزه را به دست بیاورید. سپس درآمدهای عملیاتی و هزینه های غیر عملیاتی را باید زیر هم نوشته تا از تفاضل این مرحله و مرحله قبل به میزان سود و زیان قبل از کسر مالیات می برسیم.

برای مطالعه مقاله تراز آزمایشی چیست می توانید از این لینک استفاده نمایید.

اقلام درج شده در صورت حساب سود و زیان:

اقلام مهمی که درج آن در صورت سود و زیان از اهمیت بالایی برخوردار است درآمدها، هزینه ها و مالیات هستند. سودهایی که در صورت سود و زیان ثبت می شوند 4 نوع هستند. درآمدها و هزینه ها نیز انواع مختلفی دارند که به شرح هر کدام می پردازیم.

سود ناخالص:

سود ناخالص از کم کردن میزان فروش و هزینه های تمام شده کالا به دست می آید.

سود ناخالص = هزینه تمام شده کالا – میزان فروش کالا

سود عملیاتی: چگونه سود زیان را محاسبه کنیم؟

به سود عملیاتی سود قبل از کسر مالیات نیز گفته می شود. برای محاسبه سود عملیاتی باید سود ناخالص را از هزینه های عملیاتی و هزینه استهلاک کم کرد. این معادله به این ترتیب است:

سود عملیاتی = هزینه استهلاک – هزینه عملیاتی – سود ناخالص

سود خالص:

برای به دست اوردن سود خالص می توانید درآمدهای غیر مالیاتی چون سود بانکی را با هزینه های غیر عملیاتی جمع کرده و از سود عملیاتی کم کنید.

سود خالص = مالیات – درآمدهای غیر عملیاتی + هزینه غیر عملیاتی – سود عملیاتی

سود ویژه:

این صورت مالیاتی نتیجه فعالیت های یک شرکت است که با بررسی آن می توانید از نتایج فعالیت های شرکت مطلع شوید که آیا فعالیت های شرکت در این مدت سود آور بوده یا زیان ده.

برای مطالعه مقاله احسابرسی مالیاتی چیست می توانید از این لینک استفاده نمایید.

درآمدهای درج شده در صورت سود و زیان:

درآمدهایی که در صورت سود و زیان برای دوره مالی مشخص باید درج شود شامل عناصر زیر است.

1) درآمد فروش:

هر میزان درآمد که شرکت از فروش کالا و ارائه خدمات به دست می آورد، درآمد فروش نامیده می شود که در قسمت بالای صورت سود و زیان نوشته می شود. درآمد درج شده در صورت سود و زیان ناخالص است، چون هزینه های مرتبط با تولید کالای فروخته و ارائه خدمات در آن لحاظ نمی شود. به عبارت دیگر درآمدی در صورت سود و زیان ثبت می شود که ناشی از فعالیت های اصلی موسسه باشد. به طور مثال کسی که دکه فروش مطبوعات و روزنامه دارد، در کنار کار اصلی اش که فروش مطبوعات است، خوردنی ها و نوشیدنی هایی هم برای فروش به مشتریان می دهد. درآمد اصلی این فرد از فروش روزنامه است و درآمد ناشی از فروش سایر تنقلات و خوردنی ها درآمد فرعی او محسوب می شود.

2) بهای تمام شده کالای فروش رفته:

بهای تمام شده کالای فروش رفته را هزینه فروش نیز می گویند. هزینه فروش، هزینه ای است که صرف فروش کالا یا خدمات ارائه شده در طول دوره مالی شده است. این صورت مالی هزینه های مستقیم مرتبط با تولید و فروش محصولات را نشان می دهد. در یک موسسه خرده فروشی برای محاسبه هزینه فروش باید مجموع موجودی آغاز دوره را به اضافه خرید طول دوره منهای موجودی انتهای دوره کرد.

بهای تمام شده کالای فروش رفته برای شرکت های خدماتی که تولید کالا نداشته و فقط مشغول ارائه خدمات به مشتریان هستند، تحت عنوان هزینه فروش ثبت می شود. به عبارت دیگر در این بخش از صورت سود و زیان می توان خروجی حسابداری شرکت را برآورد کرد. برای محاسبه بهای تمام شده باید نیروی انسانی، مواد اولیه، سربار تولید و هزینه های دیگر مانند استهلاک را نیز در نظر گرفت.

در صورتی که شرکت تولید کننده کالا باشد باید به هزینه فروش، هزینه احتمالی تولید در طول دوره را نیز اضافه کرد. هزینه های تولید شامل دستمزد مستقیم کارکنان برای کار انجام شده، مصرف مستقیم مواد اولیه برای تولید، استهلاک کارخانه، ماشین آلات و سربار ساخت و غیره است.

3) سایر درآمدها:

سایر درآمدها بخشی از درآمد است که از فعالیت اصلی موسسه به دست نمی آید و ناشی از فعالیت های جانبی است. مانند همان فروش تنقلات در کنار فروش روزنامه.

برای مطالعه مقاله ااظهارنامه عملکرد اشخاص حقوقی می توانید از این لینک استفاده نمایید.

هزینه های درج شده در صورت سور و زیان:

هزینه هایی که در صورت سود و زیان ثبت می شود بسته به نوع و فعالیت شرکت متفاوت است.این هزینه ها به شرح زیر است:

1- هزینه های توزیع و فروش:

این هزینه ها را می توان در شمار هزینه های احتمالی موسسه برای ارائه کالا به مشتریان به حساب آورد. از این نوع هزینه ها می توان هزینه بازاریابی، نقل و انتقال محصول، تبلیغات و ترویج مصرف را نام برد. این هزینه ها که همگی برای افزایش فروش هستند باید در یک گروه با هم جمع بندی شوند.

2- هزینه اداری:

این هزینه ها به طور مستقیم ارتباطی به فروش کالا یا ارائه خدمات ندارند و شامل هزینه هایی چون مدیریت پشتیبانی، هزینه های عمومی و اداری و غیره می شود. به عبارت دیگر هزینه های اداری هزینه های غیر مستقیمی هستند که ارتباطی با کسب و کار واحد اقتصادی مربوطه ندارند. هزینه حقوق و دستمزد کارکنان غیر تولیدی، هزینه های جاری مانند بیمه، هزینه ماموریت، استهلاک و غیره می شود. لیست هزینه های اداری شامل:

هرینه حقوق و دستمزد مدیریت اجرایی، هزینه های حقوقی و حرفه ای است. استهلاک ساختمان، اجاره بها و هزینه های بخش های منابع انسانی و مدیریت را نیز می توان در همین گروه قرار داد.

3- هزینه مالی:

این هزینه غالبا شامل بهره وام های دریافتی و بهره اوراق قرضه می شود.

4- هزینه استهلاک:

نوعی هزینه غیر نقدی که توسط حسابداران محاسبه می شود. این هزینه که به صورت نقدی نیست مربوط به مالیات نیز می شود. اگر هزینه استهلاک را از سود خالص شرکت کم کنیم منجر به کاهش مالیات پرداختی شرکت می شود. برای محاسبه هزینه استهلاک می توان از استانداردهای ارائه شده بر اساس قانون مالیات مستقیم و غیر مستقیم استفاده کرد. برای آشکار شدن مفهوم این هزینه ها باید برایتان بگوییم که دارایی های بلند مدت شرکت که در طول زمان دچار فرسودگی شده و از ارزش و قیمتشان کاسته می شود استهلاک می گویند. این دارایی های شامل تجهیزات ساختمان وسایل نقیله و غیره است.

5- سایر هزینه ها:

سایر هزینه ها را می توان هزینه هایی که به طور کلی در رده هزینه ها جایی ندارند به شمار آورد این هزینه ها که خیلی هم چشمگیر نیستند ولی منجر به افزایش سوددهی در آینده و بالا رفتن توان شرکت می شوند، مانند توسعه فناوری، تحقیق و توسعه، غرامت مبتنی بر سهام، هزینه اختلاس در ارزش سود و زیان ناشی از فروش سرمایه گذاری ها و سایر هزینه هایی که مربوط به صنعت یا شرکت است.

سود معاملات خود را باید چگونه محاسبه کنیم: با درصد؟ پیپ؟ یا ریسک به ریوارد؟

این مقاله در مورد یک مفهوم به ظاهر واضح است. نحوه اندازه‌گیری سود معاملات. بسیاری از معامله‌گران میزان سود (و زیان) معاملات خود را کاملاً اشتباه محاسبه می‌کنند، اما در واقعیت امر، این موضوع تقصیر آنها نیست. تفکر مرسوم و آنچه که معمولاً در اینترنت نوشته می‌شود یا توسط بروکرها و حتی در بسیاری از کتاب‌ها توصیه می‌شود، آن چیزی نیست که معامله‌گران حرفه‌ای در مورد ارزیابی عمل‌کرد معاملات یا مدیریت ریسک خود فکر می‌کنند. (عمل‌کرد معاملات و مدیریت ریسک کاملا به هم مرتبط هستند).

از این رو، در این مقاله، می‌خواهیم نکاتی کاربردی در مورد چگونگی محاسبه صحیح عمل‌کرد معاملاتی و مدیریت ریسک در بازار را به شما بگوییم که احتمالاً در جاهای دیگر، نه خوانده‌‌ و نه شنیده‌اید. در هر صورت، این موضوع یک مؤلفه بسیار اساسی در حرفه معامله‌گری شماست، و اگر نسبت به آن آگاهی نداشته باشید، چگونه می‌توانید انتظار داشته باشید که در این بازار کسب درآمد کنید؟ فکر می‌کنیم شما هم در این مورد با ما هم‌نظر باشید.

ناگفته نماند در این مقاله به مدیریت ریسک در سبک معاملاتی سویینگ تریدینگ (swing trading) می‌پردازیم. اما چرا توجه به سبک معاملاتی مهم است؟ زیرا بسته به اینکه با چه سبکی معامله می‌کنید، محاسبه میزان سود (یا زیان) متفاوت است و برای معامله‌گران سویینگ، یک راه برای محاسبه سود (یا زیان) وجود دارد که به وضوح منطقی‌تر و بهتر از بقیه راه‌ها است.

با این حال، قبل از اینکه به نحوه محاسبه ریسک و سود در هنگام معامله در بازارها بپردازیم، بیایید منصفانه و شفاف سه روش اصلی را که معامله‌گران برای محاسبات خود از آن‌ها استفاده می‌کنند، مرور کنیم. در ادامه، در مورد هر یک از آنها بحث خواهیم کرد و سپس توضیح می‌دهیم که اکثر معامله‌گران حرفه‌ای روی کدام یک تمرکز می‌کنند و چرا.

۳ روش اصلی برای محاسبه میزان سود (یا زیان):

  • روش “۲ درصد”: در این روش، یک معامله‌گر درصدی از پول خود را برای ریسک در هر معامله اختصاص می‌دهد (معمولاً ۲ یا ۳٪) و بدون توجه به اینکه چه چیزی رخ خواهد داد، به آن درصد ریسک پایبند می‌ماند. ایده اصلی این روش این است که با هر معامله سودده، معامله‌گر به تدریج حجم معامله خود را نسبت به موجودی حساب خود افزایش می‌دهد. با این حال، آنچه معمولاً اتفاق میفتد این است که معامله‌گران در برخی معاملات خود ضرر می‌کنند و سپس به دلیل قانون ۲%، در چرخه معاملات با حجم کوچک و کوچک‌تر گیر می‌کنند ( ۲% یعنی هر بار که ضرر می‌کنید حجم معامله بعدی خود را کاهش دهید)، و این موضوع بازگشت به مبلغ اولیه را دشوارتر می‌کند، چه رسد به اینکه بخواهید از آن درآمد هم کسب کنید!
  • اندازه‌گیری تعداد پیپ یا پیپت: در این روش معامله‌گر روی پیپ‌ها یا پیپت‌هایی که در هر معامله به دست آورده یا از دست می‌دهد متمرکز است. البته قرار نیست روی این روش خیلی تمرکز کنیم، زیرا بسیار مضحک است. معامله‌گری، یک بازی بدست آوردن یا از دست دادن پول است، نه پیپ یا پیپت. بنابراین این ایده که تمرکز روی تعداد پیپ‌ها به نحوی عمل‌کرد شما را بهبود می‌بخشد و کاری می‌کند که پول، کم‌تر روی تصمیمات شما تاثیرگذار باشد، احمقانه است. هرچه که باشد، پول همیشه بر تصمیمات شما تاثیر گذار است. فقط با مدیریت صحیح ریسک خود در هر معامله می‌توانید احساسات خود را کنترل کنید، و این بدان معنی است که باید بدانید در هر معامله به لحاظ پولی چه مقدار ریسک می‌کنید (بر حسب دلار، پوند، ین و غیره).
  • محاسبه بر اساس “R” یا ریسک دلاری ثابت: در این روش، معامله‌گر از قبل تعیین می‌کند که با از دست دادن چه مقدار پول در هر معامله راحت است و تا زمانی که تصمیم بگیرد که آن مبلغ دلاری را تغییر دهد، در هر معامله همان مبلغ ثابت را ریسک می‌کند. مقدار دلاری که او در هر معامله ریسک می‌کنند، به عنوان “R” شناخته می‌شود که در آن R، معرف RISK است. در این روش، سود بر اساس مضربی از ریسک محاسبه می‌شود، بنابراین سود ۲R، یعنی سودی معادل دوبرابر ریسک. بله، در این روش هم احتیاط وجود دارد، اما صادقانه بگوییم، احتیاط و احساسات در معامله، بخش بزرگی از آن چیزی است که معامله‌گران برنده را از بازنده جدا می‌کند. در ادامه مطلب بیشتر توضیح خواهیم داد…

یک واقعیت: حجم معامله مهم نیست

ریسک در هر معامله باید یک فرآیند فکری عمیق‌تر باشد، باید بر اساس کل مشخصات شخصی و مالی معامله‌گر باشد. به عنوان مثال:

فرض کنید معامله‌گر A بر اساس شرایط زندگی‌اش (مالی و غیره)، ۲% از حساب ۵۰۰۰ دلاری خود را ریسک می‌کند، اما معامله‌گر B فقط به این دلیل که قانون ۲% توسط خیلی‌ها پیشنهاد شده است، ۲% از حساب ۵۰۰۰ دلاری خود را در هر معامله ریسک می‌کند.

اکنون به این سوال پاسخ دهید: چرا دو فردی که کاملا شرایط زندگی و مالی متفاوتی دارند و ۲٪ ریسک، ممکن است برای‌شان معنای متفاوتی داشته باشد، درصد یکسانی از حساب‌های معاملاتی خود را ریسک می‌کنند؟

منطقی بنظر نمی‌رسد، نه؟ قانون ۲% فقط برای این طراحی شده که “آسان” و برای معامله‌گران متوسط و مبتدی “منطقی” باشد، اما همانطور که قبلاً در مورد آن صحبت کردیم، تنها کاری که واقعاً انجام می‌دهد این است که سرعت ضرر کردن معامله‌گران را کاهش می‌دهد. برای یک معامله‌گر حرفه‌ای، قانون ۲ درصد حکم مرگ تدریجی را دارد.

مدل ریسک دلاری بسیار منطقی‌تر است: زیرا هر معامله‌گر دارای مشخصات ریسک و شرایط شخصی متفاوتی است که بر میزان پولی که می‌تواند به راحتی در هر معامله ریسک کنند تاثیرگذار است. قانون ۲ درصد ریسک، در واقع صرفاً یک عدد دلخواه بر حسب دلار است، که ممکن است برای یک معامله‌گر با شرایط مالی و شخصی منحصر به فرد منطقی باشد یا نباشد.

همچنین، در فارکس، اندازه حساب واقعاً دلخواه است، زیرا حساب فارکس صرفاً یک حساب مارجین است، به این معنی که موجودی آن تنها برای تامین سپرده معاملات اهرمی استفاده می‌شود. واضح است هر معامله‌گری که این نکات را بداند، هرگز تمام پول خود را در حساب معاملاتی نگه‌نمی‌دارد، زیرا اصلا ضرورتی برای انجام این کار وجود ندارد و همچنین این کار به اندازه نگه‌داری پول در یک جای دیگر، امن یا سودآور نیست.

مبلغی که در حساب تجاری خود را سرمایه‌گذاری می‌کنید لزوماً منعکس‌کننده تمام درآمدی نیست که در معاملات بدست خواهید آورد و ارزش کل دارایی شما را نیز نشان نمی‌دهد. درست برعکس معاملات سهام. برای معامله سهام، به دلیل این که اهرم کم‌تری در اختیار شماست، به پول بیشتری برای سپرده نیاز خواهید داشت. به عنوان مثال، اگر می‌خواهید به اندازه ۱۰۰ هزار دلار سهام داشته باشید، باید ۱۰۰ هزار دلار در حساب خود داشته باشید. همانطور که قبلاً گفتیم، اهرم‌ها در فارکس بسیار بالاست، و این بدان معنی است که به عنوان مثال برای معامله ۱۰۰ هزار واحد از یک ارز ( ۱ لات استاندارد )، فقط به حدود ۵۰۰۰ واحد از آن ارز در حساب معاملاتی خود نیاز دارید.

افسانه قانون ۲٪ و سود مرکب!

یکی از دلایل بزرگی که بسیاری از افراد از «قانون مدیریت ریسک ۲%» پیروی می‌کنند، این است که اجازه می‌دهد هم‌زمان با رشد حساب، حجم معاملات خود را به صورت تصاعدی افزایش دهید. از نظر تئوری، این درست است، اما در دنیای واقعی، کاملا اشتباه است. اجازه بدهید توضیح دهیم…

معامله‌گران حرفه‌ای هر چند وقت یکبار (معمولا هر یک یا سه ماه ) پول (سود) خود را از حساب‌های تجاری برداشت می‌کنند و حساب‌شان عملا به “سطح اولیه” باز می‌گردد. از این رو، با استفاده از قانون ۲٪، نمی‌توانند حجم معاملات خود را بطور پیوسته افزایش دهند، در واقع، منطقی نیست که هرگز سودهای معاملات خود را برداشت نکنید. بالاخره، هدف از تلاش برای کسب درآمد در معاملات این است که واقعاً از آن پول استفاده کنید، درست است؟ مدل ریسک دلاری ثابت اما برای معامله‌گران حرفه‌ای که می‌خواهند از معاملات خود درآمد واقعی کسب کنند، منطقی است و افراد بسیاری از آن استفاده می‌کنند.

بنابراین، اگر معامله‌گری یک کسب‌وکار برای کسب درآمد است و ما سودمان را برای گذران زندگی و خرج کردن برداشت می‌کنیم، سود ترکیبی در این روش به‌طور چشم‌گیری تحت تأثیر قرار می‌گیرد و به آن سادگی که به نظر می‌رسد نخواهد بود. هر چیزی را که در اینترنت می‌خوانید یا می‌شنوید باور نکنید. هیچ روشی برای مدیریت ریسک/پول وجود ندارد که به شما اجازه دهد تا همیشه به طور جادویی سود خود را افزایش دهید، این کار واقع‌بینانه نیست.

هنگامی که از قانون ۲% یا ریسک درصدی ثابت استفاده می‌کنید، با رشد حساب خود، حجم معاملات را افزایش خواهید داد، اما هر زمان که پول از حساب خارج کنید، بوم! حجم معاملات شما کاهش شدیدی خواهد داشت و ناگهان مجبور خواهید بود مقادیر بسیار کمتری نسبت به قبل معامله کنید. اما مدل ریسک دلاری ثابت از این امر جلوگیری می‌کند و همه چیز را خوب، یکنواخت و سازگار نگه می‌دارد.

در واقع چقدر باید در هر معامله ریسک کنید؟

خوب، ممکن است در حال حاضر به این سوال فکر کرده باشید که ” از کجا بدانم باید در هر معامله چقدر ریسک کنم؟”

پاسخ از آن چیزی که فکر می‌کنید بسیار ساده‌تر است. در واقع، مبلغ دلاری را تعیین کنید که با از دست دادن آن در هر معامله راحت باشید، و حداقل تا زمانی که حساب خود را دو یا سه برابر نکرده‌اید، به آن مبلغ دلاری پای‌بند باشید، اما پس از آن، می‌توانید این مبلغ دلاری را افزایش دهید.

مبلغ دلاری باید به اندازه‌ای باشد که شرایط زیر را برآورده کند:

  1. هنگامی که این مبلغ دلاری را ریسک می‌کنید، بدون نگرانی در مورد معاملات یا پیگیری مدام آنها از طریق تلفن همراه یا دستگاه‌های دیگر، شب‌ها بتوانید به راحتی بخوابید.
  2. هنگامی که این مبلغ دلاری را ریسک می‌کنید، به صفحه نمایش رایانه خود خیره، و بار هر تیک حرکت قیمت به سمت سود یا ضرر احساساتی نمی‌شوید.
  3. وقتی این مبلغ را ریسک می‌کنید، باید بتوانید اگر مجبور شدید تقریباً برای یک یا دو روز معاملات خود را فراموش کنید و وقتی دوباره به سراغش آمدید از نتیجه آن شگفت‌زده نشوید. در واقع، “بگذار و بگذر (Set and Forget)”.
  4. وقتی این مبلغ را ریسک می‌کنید، باید بتوانید به راحتی ۱۰ ضرر متوالی را، بدون اینکه مشکلات روحی یا مالی قابل توجهی تجربه کنید، تحمل کنید.

ریسک “دلاری” ثابت در مقابل ریسک “درصدی” ثابت

” بیایید منطقی باشیم، درنهایت روش صحیح ارزیابی عمل‌کرد معامله‌گران چیست؟”

تا اینجا در مورد مشکلات قانون ریسک درصدی ثابت و به خصوص قانون “۲ درصد” صحبت کردیم، اما اگر نیاز دارید، دوباره توضیح می‌دهیم:

مسئله اصلی ما در مورد این روش این است که اگرچه قانون ۲% باعث می‌شود حساب نسبتاً سریع رشد کند، اما این امر فقط تا زمانی ادامه دارد که معامله‌گر به صورت متوالی معاملات سودده داشته باشد، و در صورتی که به طور متوالی معاملات ضررده داشته باشد، این روش جلوی رشد حساب را گرفته و بازگرداندن حساب به نقطه اولیه را برای معامله‌گر بسیار دشوار می‌کند.

این موضوع به این دلیل است که با مدل ریسک درصدی ثابت، با کاهش موجودی حساب، با تعداد لات کمتری معامله می‌کنید. درست است که این امر می‌تواند برای محدود کردن ضررها مفید باشد، اما اساساً شما را در یک حلقه‌ای قرار می‌دهد که خروج از آن بسیار سخت است. به عنوان مثال، اگر ۵۰ درصد از ۱۰۰۰۰ دلار را از دست بدهید، ۵۰۰۰ دلار خواهید داشت و برای بازگشت به ۱۰۰۰۰ دلار باید ۱۰۰ درصد سود کنید. این کار با استفاده از قانون “۲ درصد” بسیار زمان‌بر و طولانی خواهد بود، زیرا به محض اینکه سرمایه شما تا این حد کاهش یابد، عملاً با حجم بسیار کم‌تری باید معامله کنید.

قانون ۲ درصد، با کاهش حجم معامله پس از هر بار ضرر، سرعت ضرر کردن را کاهش می‌دهد و به همین دلیل است که می‌گوییم اساساً معامله‌گر را “ذره ذره آب می‌کند”. این امر اعتماد به نفس معامله‌گر را کاهش می‌دهد و در نهایت باعث بیش از حد معامله کردن او می‌شود، زیرا با خود فکر می‌کند “از آنجایی که حجم معامله من در هر معامله کاهش می‌یابد، اگر بیشتر معامله کنم اشکالی ندارد”…. البته ممکن است دقیقاً این را فکر نکند… اما اغلب این اتفاق میفتد.

ما معتقدیم که مدل ریسک درصدی ثابت باعث تنبلی معامله‌گران می‌شود… باعث می‌شود تا ستاپ‌ها و استراتژی‌هایی را انتخاب کنند که اگر در شرایط دیگری بودند، انتخاب نمی‌کردند… در واقع اکنون برای هر معامله پول کمتری را ریسک می‌کنند و برای آن پول ارزش زیادی قائل نخواهند بود… این طبیعت انسان است.

نتیجهگیری

اگر قرار باشد فقط یک درس از این مقاله به خاطر بسپارید، آن این است که منطقی‌ترین راه برای یک معامله‌گر برای ارزیابی عمل‌کرد یا (سود) معاملاتش، روش ریسک دلاری ثابت یا “مدل R” است.

ما به معامله‌گران توصیه نمی‌کنیم که از «قانون ۲ درصد» یا یک درصد ثابت استفاده کنند، بلکه توصیه می‌کنیم مبلغ دلاری را ریسک کنند که با از دست دادن آن در معامله‌ کاملاً راحت باشند. به یاد داشته باشید، شما هرگز نمی‌دانید کدام معامله شکست می‌خورد و کدام معامله پیروز می‌شود، بنابراین احمقانه است که ریسک خود را در یک معامله خاص افزایش دهید، فقط به این دلیل که در مورد آن احساس اعتماد به نفس بیشتری دارید. اگر مبلغی را که در هر معامله ریسک می‌کنید شما را بیدار نگه می‌دارد یا نمی‌گذارد شب‌ها راحت بخوابید، یعنی بیش از حد ریسک می‌کنید و باید آن را کاهش دهید.

به یاد داشته باشید، معامله‌گران حرفه‌ای یاد گرفته‌اند که از احتیاط یا «احساسات درونی» برای سنجش اینکه آیا یک معامله خاص را انجام دهند یا خیر، استفاده کنند و در مورد معاملاتی که انجام می‌دهند بسیار حساس هستند. این مهارت از طریق صرف زمان روی صفحه نمایش رایانه و تمرین بدست میآید، بنابراین قبل از افتتاح حساب واقعی، باید مدتی را صرف توسعه مهارت‌های خود در یک حساب معاملاتی آزمایشی (Demo) کنید. اگرچه موضوع این مقاله مدیریت ریسک بود، اما به یاد داشته باشید که برای تبدیل شدن به یک معامله‌گر موفق، روانشناسی معاملاتی صحیح و یک استراتژِی معاملاتی خوب نیز لازم است.

برای پیگیری اخبار روز و فوری فارکس و بازارهای جهانی به کانال تلگرام UtoFX بپیوندید.

نحوه محاسبه سود هر سهم به تفکیک عملیاتی و غیرعملیاتی در متن صورت سود و زیان چگونه است؟

حسابداری پیمانکاری

در صورت وجود مالیات برای محاسبه سود (زیان) هر سهم به تفکیک عملیاتی و غیرعملیاتی بر اساس گام های زیر عمل خواهد شد:

گام 1. محاسبه میانگین موزون تعداد سهام عادی طی دوره
گام 2. محاسبه سود هر سهم بر اساس میانگین موزون تعداد سهام عادی طی دوره
گام 3. محاسبه سود غیر عملیاتی پس از کسر مالیات

درآمدهای غیر عملیاتی ×
هزینه های غیر عملیاتی (×)
سود غیر عملیاتی ×
درآمدهای غیر عملیاتی معاف از مالیات (×)
درآمد مشمول مالیات غیر عملیاتی ×
نرخ مالیات % ×
مالیات متعلق به سود غیر عملیاتی یا صرفه مالیاتی متعلق به سود غیر عملیاتی ×

گام 4. محاسبه سود غیر عملیاتی هر سهم پس از کسر مالیات

گام 5. محاسبه سود عملیاتی هر سهم پس از کسر مالیات
سود هر سهم پس از کسر مالیات ×
سود غیر عملیاتی هر سهم پس از کسر مالیات (×)
سود عملیاتی هر سهم پس از کسر مالیات ×

بایستی توجه داشت که سود پایه هر سهم، سود تقلیل یافته هر سهم(در صورت وجود) به تفکیک عملیاتی و غیر عملیاتی در متن (ذیل) صورت سود و زیان و مبانی محاسباتی آن ها در یادداشت های همراه صورت های مالی افشا خواهند شد. نحوه ارائه سود پایه هر سهم در متن صورت سود و زیان به شرح زیر می باشد:

سود پایه عملیاتی هر سهم ×
سود پایه غیر عملیاتی هر سهم ×
سود پایه هر سهم ×

در این روش محاسبه از اثر سود سهام ممتاز بر سود غیر عملیاتی هر سهم اجتناب شده است؛ یعنی فرض بر این است که سهامدار ممتاز از سود عملیاتی سهم می گیرد.

این رویه برای محاسبه سود پایه هر سهم و سود تقلیل یافته هر سهم به تفکیک مورد استفاده قرار می گیرد

آرمان پرداز خبره

شرکت آرمان پرداز خبره بیش از 15سال سابقه فعالیت در زمینه حسابداری و حسابرسی و خدمات مشاوره مالی و مالیاتی

عضویت در خبر نامه

مشاور مالیاتی معتبر را بشناسید آرمان پرداز خبره

در این نوشته برای شما توضیح می دهیم که چگونه یک مشاور مالیاتی معتبر را بشناسید و به او اعتماد کنیم. در پایان اعتماد شما را به آرمان پرداز خبره جلب می کنیم. مشاور مالیاتی معتبر

اهمیت مشاور مالیاتی آرمان پرداز خبره

اهمیت مشاور مالیاتی در این نوشته میخواهیم به اختصار در خصوص اهمیت مشاور مالیاتی به قلم کارشناس آرمان پرداز خبره بپردازیم. کسب و کار و اهمیت مشاور مالیاتی در آن اهمیت مشاوره در زمینه مالیات کسب

چگونه مشاور مالیاتی برتر را پیدا کنیم آرمان پرداز خبره

در این نوشته می خواهیم به نوشته آرمان پرداز خبره راه های دستیابی به مشاور مالیاتی برتر و به توضیح اینکه چگونه مشاور مالیاتی برتر را پیدا کنیم بپردازیم. چگونه مشاور مالیاتی برتر را پیدا کنیم

همه چیز درباره مشاور مالیاتی آرمان پرداز خبره

همه چیز درباره مشاور مالیاتی در این مقاله می‌خواهیم به تمام ابعاد و همه چیز درباره مشاور مالیاتی و یا وکیل مالیاتی پرداخته و با وظایف وی آشنا شویم. با آرمان پرداز خبره همراه باشید. تماس

انتخاب کارشناس حسابداری و مشاور مالیاتی متناسب با ابعاد شرکت توسط آرمان پرداز خبره

در این نوشته می خواهیم در مورد نکاتی در خصوص انتخاب مشاور مالیاتی متناسب با ابعاد شرکت و نحوه انتخاب کارشناس حسابداری بپردازیم. تا پایان با ما همراه باشید و جهت هرگونه نیاز به مشاور مالیاتی

شرح وظایف و اختیارات مشاور مالیاتی

در این نوشته میخواهیم به شرح وظایف و اختیارات مشاور مالیاتی در سازمان امور مالیاتی بپردازیم. جهت هرگونه سوال در خصوص مشاور مالیاتی با ما در ارتباط باشید. مشاور مالیاتی کیست؟ مشاور مالیاتی کسی است که

انواع هزینه ها در حسابداری و مالی توسط مشاور مالیاتی

در این نوشته میخواهیم در خصوص انواع هزینه ها در حسابداری و مالی ، بهبود هزینه ها توسط مشاور مالیاتی و همچنین در خصوص انواع هزینه بپردازیم انواع هزینه ها در حسابداری یکی از مهم‌ترین مفاهیم

مدارک مثبته

در این نوشته به مفهوم مدارک مثبته و یا اسناد مثبته و نقش آن در حسابداری و چگونگی رسیدگی به آن توسط مشاور مالیاتی می پردازیم. مدارک مثبته یا اسناد مثبته مدارک مثبته اسناد نشان‌دهنده وقوع

مشاور مالیاتی کیست ؟

مشاور مالیاتی کیست؟ در این مطلب درباره مشاور مالیاتی کیست و خصوصیات یک وکیل مالیاتی خبره ، هم چنین میزان آشنایی او با قوانین مالیاتی و امور مالیاتی کشور به صورت مفصل صحبت می کنیم. با

اهمیت مشاوره مالیاتی

اهمیت مشاوره مالیاتی تمامی مشاغل نیازمند دانش مشاور مالیاتی و وکیل مالیاتی و اهمیت مشاوره مالیاتی برای روبه رو شدن با قانون مالیات سازمان امور مالیاتی هستند. با ما باشید زیرا در این نوشته به این

مفاصا حساب مالیاتی

درخواست گواهی مفاصا اولین کاری است که مودی و یا مشاور مالیاتی و وکیل مالیاتی وی ملزم است برای دریافت گواهی مفاصا حساب مالیاتی انجام دهد. براساس ماده ۲۳۵ قانون مالیات های مستقیم، اداره امور مالیاتی

مشاور مالی را چگونه انتخاب کنیم

اشخاص حسابرس و مشاور مالیاتی در هدایت مالیات دهندگان برای رعایت قوانین، در تمام امور مالی، حسابداری و پرداخت مالیات نقش مهمی دارد. بسته به وضعیت مالیات دهنده، خدماتی که یک مشاور مالیاتی ارائه می‌دهد، متفاوت

مالیات بر ارزش افزوده

مالیات املاک و مستغلات ، نوعی از مالیات می باشد، که از درآمدهای به دست آمده از ملک محسوب می شود. املاک و مستغلات شامل سه نوع مالیات می شوند: مالیات بر درآمد اجاره از املاک

حسابداری برای دارایی های دانش: آیا ما به یک بیانیه مالی جدید نیاز داریم؟ شرکت های مبتنی بر دانش از شکست سیستم های گزارشگری مالی سنتی رنج می برند تا دارایی های دانش را در

تکنولوژی نرم افزار

موضوعی برای بحث در زمینه حسابرسی جمع داراییهای شرکتی ۲۰۰ میلیارد ریال است. حسابرس معتقد است تحریف داراییها بالای ۲۰ درصد، منجر به اظهار نظر مردود می‌شود (برای پرهیز از تردیدهای احتمالی در

بیمه‌ای به کارفرمایان

مدیریت سود چیست؟ در کسب و کار برای حفظ عملیات، ارائه خدمات بهتر، و ارائه محصولات جدید، آن نیاز به سود می باشد. در هر کسب و کار، سود همیشه با زیان های خاص همراه است. مهم



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.