استراتژی سرمایه‌گذاری یعنی چه؟


درد یادگیری خیلی کمتر از درد از دست دادن پول است!

استراتژی سرمایه گذاری

استراتژی سرمایه گذاری مجموعه ای از قوانین، رویه ها یا رفتارهاست که سرمایه گذار را در انتخاب پرتفولیو سرمایه گذاریش راهنمایی می کند. به عبارت دیگر برنامه استراتژیک، برنامه سرمایه گذار از توزیع دارایی ها در میان سرمایه گذاری های مختلف است، با توجه و در نظر گرفتن عوامل مختلفی همچون اهداف فردی، تحمل ریسک و افق زمانی.
برای استراتژی های سرمایه گذاری طبقه بندی های مختلفی صورت گرفته است. برخی سرمایه گذاران حداکثر کردن بازگشت سرمایه شان را با سرمایه گذاری در دارایی های ریسکی ترجیح می دهند، اما افراد دیگر حداقل کردن ریسکشان را ترجیح می دهند. اما اکثراً ما بین این دو استراتژی را می پسندند.
استراتژی های تأثیر پذیر اغلب جهت حداقل کردن ریسک معاملات بکار می روند، و استراتژی های فعال به حداکثر کردن بازگشت ها توجه دارند. یکی از استراتژی های شناخته شده خرید و نگهداری می باشد، که یک استراتژی بلند مدت می باشد.
همچنین نوع دیگری از این طبقه بندی ها، طبقه بندی استراتژی های سرمایه گذاری به سه طبقه استراتژی سرمایه گذاری رشد، استراتژی سرمایه گذاری درآمد و استراتژی سرمایه گذاری ارزش می باشد.
استراتژی سرمایه گذاری رشد شامل جستجو در سهام هایی است که پتانسیل رشد دارند، به این معنا که در زمان خاصی قیمت سهام بالا خواهد رفت. استراتژی سرمایه گذاری درآمد برای سرمایه گذاران محافظه کار مناسب است. هدف اصلی این سهامدارن بدست آوردن درآمد می باشد، در نتیجه برای شرکت هایی مناسب است که سود سهامشان را بطور منظم می پردازند و طبیعتی پایدار دارند. استراتژی سرمایه گذاری ارزش مخصوص کسانی است که توسط کمتر از ارزش واقعی تخمین زده شده اند. به عبارت دیگر ارزش سهام آنها کمتر از آن چیزی که خود شرکت صادر کرده است می باشد.
هم چنین برای استراتژی سرمایه گذاری گام های زیر تعیین شده است:

  • تعریف اهداف سرمایه گذاری: در اولین گام لازم است که ما هدفمان از سرمایه گذاری را مشخص کنیم. این امر به ما کمک می کند تا بدانیم کدامیک از انواع استراتژی به ما کمک خواهد کرد.
  • یافتن وسیله نقلیه سرمایه گذاری: بعد از مشخص کردن اهداف سرمایه گذاری، لازم است ما وسیله ای که ما را به اهدافمان می رساند را پیدا کند. منظور از این وسیله صرفه جویی در منابع مالی دانشگاه، حساب کارگذاری و … می باشد.
  • بازکردن یک حساب سرمایه گذاری: بعد از دو گام فوق ما می توانیم یک حساب سرمایه گذاری باز کنیم. این افتتاح حساب اغلب به دلیل ارائه اطلاعات فردی، امضای شخص و انتقال وجوه لازم می باشد.
  • سهام، اوراق قرضه و وجوه: هزاران مکان جهت نگهداری پول وجود دارد مانند، سهام ها، اوراق قرضه، صندوق های سرمایه گذاری و … . در اینجا لازم است با تجزه و تحلیل بازارها و مکان های مختلف، بازاری که به اهداف ما نزدیکتر می باشد را انتخاب کنیم.
  • شروع سرمایه گذاری: بعد از پشت سر گذاشتن تمامی مراحل فوق، گام بعدی شروع سرمایه گذاری می باشد.
  • نظارت و تطبیق: سرمایه گذاری نیاز به یک گام بیشتر در هنگام اجرا دارد. شما نیاز دارید بدانید که پولتان چگونه تخصیص یافته و چگونه سرمایه گذاریتان انجام می شود.

business analyst 06

شش راه برای ساده‌سازی استراتژی سرمایه گذاری شما:

سرمایه گذاری در بورس می‌تواند یکی از دشوارترین کارها به‌حساب بیاید. حتی گاهی اوقات انگار یک جعبه سیاه هر جا که می‌روید بالای سرتان قرار دارد. پیش‌بینی اینکه در آینده چه چیزی انتظارمان را می‌کشد غیرممکن است، امّا چیزی که یقیناً می‌دانیم این است که به پول نیاز داریم. یکی از بهترین راه ها برای به دست آوردن این پول، داشتن استراتژی سرمایه گذاری است. شاید شما بخواهید فرزندانتان را ۱۵ سال بعد به دانشگاه بفرستید، بعد از پنج سال یک خانه بخرید یا در عرض یک سال لپ‌تاپ کهنه خود را نو کنید. ولی شما برای دستیابی به این هدف‌ها نیازمند پول هستید. سرمایه گذاری در سهام و سایر اوراق بهادار راه خوبی ست تا پول شما به‌جای شما کار کند و منافع ارزشمندی را در آینده برای شما ایجاد کند. مشکل اینجاست، اگر قبلاً در بورس سرمایه گذاری نکرده‌اید و در این زمینه تجربه‌ای ندارید، ممکن است ورود به این بازار برای شما کمی ترسناک و غیرممکن به نظر برسد. (اگر واقعاً این‌طور است پس چرا در دوره آموزشی رایگان “ورود به دنیای بورس” شرکت نمی‌کنید؟)
در این نوشته ما به ۶ استراتژی سرمایه گذاری که ممکن است در ساده‌سازی ورود به دنیای دلهره‌آورسرمایه گذاری در بورس کمک‌حالتان باشد، اشاره می‌کنیم.
۱٫ آنچه را که می‌دانید بخرید
احتمالاً این جمله را قبلاً در مدیرمالی شنیده‌اید امّا با ما همراه باشید. اینجا قصد ما تلف کردن وقت شما بر سر تحقیق در مورد سهام شرکت‌ها و انتخاب بهترین سهم برای سرمایه گذاری نیست. اگر شما به بینش خود اعتماد کرده و در محصولاتی که می‌شناسید و بعضاً از آن‌ها استفاده می‌کنید، سرمایه گذاری کنید، احتمالاً در بلندمدت نتیجه مثبت آن را خواهید دید.
این گفته بدین معنی نیست که چون شما هر روز شیر و کیک می‌خرید، آسپرین مصرف می‌کنید و مدام با بانک خود در ارتباط هستید پس همه پولتان را روی شرکت‌های مواد غذایی، دارویی یا بانک‌ها سرمایه گذاری کنید. ایده این طرز فکر ازآنجاست که شما می‌توانید پروسه انتخاب سهام برای سرمایه گذاری را با نگاهی به اطراف خودتان و با توجه به برندهایی که استفاده می‌کنید و تفکر درباره اینکه کدام‌یک از این برندها در سال‌های اخیر بهتر استراتژی سرمایه‌گذاری یعنی چه؟ عمل کرده‌اند و آینده روشن‌تری دارند، آسان‌تر کنید.
۲٫ متنوع سازی
این یک بخش مهم از استراتژی سرمایه گذاری شماست و آن اندازه که به نظر می‌آید دشوار نیست. به‌طور ساده، متنوع سازی به این معنی است که همه تخم‌مرغ‌های خود را در یک سبد نگذارید. پس به‌منظور کاهش ریسک سرمایه گذاری، شما باید پول خود را در طبقات دارایی مختلف همچون سهام، اوراق مشارکت و سپرده های بانکی و بخش‌های مختلف صنعتی از قبیل تکنولوژی، خرده‌فروشی و پتروشیمی قرار دهید. (اگر به این موضوع علاقه‌مندید مقاله “تنوع بخشی سبد سهام از حرف تا عمل ” را بخوانید)
با متنوع سازی سبد سرمایه گذاری‌تان، شما می‌توانید میزان ریسک خود را مدیریت کرده و کاهش دهید؛ اما شاید بپرسید متنوع سازی چگونه باعث کاهش ریسک می‌شود؟ زیرا احتمال خیلی کمی وجود دارد که همه دارایی های موجود در پرتفوی شما هم‌زمان با هم دچار مشکل یا بحران شوند. بدین معنی که اگر سرمایه گذاری شما در سهام شرکت دارویی با کاهش روبرو شود، سهام پتروشیمی شما الزاماً تحت تأثیر قرار نخواهد گرفت.
۳٫ سرمایه گذاری در صندوق های سرمایه گذاری
سرمایه گذاری در صندوق های سرمایه گذاری می‌تواند راهی برای دستیابی به “یک پرتفوی از قبل متنوع شده” باشد و شما می‌توانید با خرید واحدهای صندوق های سرمایه گذاری به‌جای خرید یک سهم در مجموعه‌ای از سهام سرمایه گذاری کنید. صندوق ها در گروه‌های مختلفی از دارایی ها سرمایه گذاری می‌کنند. برخی از آن‌ها در شاخص، برخی در شرکت‌های بزرگ و برخی دیگر نیز در گروه خاصی از اوراق و دارایی های مالی سرمایه گذاری می‌کنند.
۴٫ خرید و نگه دارید
ممکن است خیلی سخت به نظر برسد، اما هر وقت اخبار بدی از شرکتی که صاحب سهام آن هستید شنیدید وحشت نکنید. این نوع رفتار در بازار بورس به‌عنوان سرمایه گذاری منفعلانه یا استراتژی سرمایه گذاری بخر و نگه دار، شناخته می‌شود. سعی کنید در برابر این اصرار که همه سهام خود را بفروشید، ایستادگی کنید. مگر اینکه یک مشکل اساسی در مدیریت شرکت یا جریان درآمدی آن وجود داشته باشد و شما به این نتیجه برسید که کاهش قیمت سهم مربوط به افت ارزش واقعی آن است و مربوط به جو روانی بازار واکنش‌های احساسی سرمایه گذاران نمی‌شود. اگر شما پرتفویی دارید که به‌خوبی متنوع باشد، به‌احتمال خیلی زیاد قادر خواهید بود تا ریسک یک ضرر بزرگ را محدود کنید.
۵٫ پولی را هر ماه کنار بگذارید
پولی را هر ماه کنار بگذارید و گوش‌به‌زنگ فرصتی برای سرمایه گذاری باشید، حتّی اگر همان لحظه سرمایه گذاری نمی‌کنید. شاید شما در حال حاضر پول کافی برای خرید ۱۰۰ سهم شرکت موردعلاقه خود را ندارید. شما می‌توانید هر ماه مقداری پول در حساب کارگزاری‌تان ذخیره کنید و زمانی که به منابع مالی لازم دست پیدا کردید، در سهام موردنظر سرمایه گذاری کنید.
۶٫ سرمایه گذاری را بخشی از سبک زندگی‌تان کنید
چه کافه گردی پنجشنبه‌شب‌ها، چه رفتن به سینما در روزهای سه‌شنبه و چه کوهنوردی جمعه صبح‌ها، سبک زندگی همه ما از مجموعه کارهای روزمره تشکیل شده است. سرمایه گذاری برای آینده هم می‌تواند (باید) یک کار روزمره دیگر از سبک زندگی همه ما باشد.
نکته‌ای که ما همیشه و در همه آموزش‌های خود به آن تأکید کرده‌ایم را به خاطر بیاورید. سرمایه گذاری یک فعالیت کوتاه مدت نیست. بلکه یک برنامه‌ریزی بلندمدت است که میوه آن را در روزهای بازنشستگی خواهید خورد. به کارگیری استراتژی سرمایه گذاری به شما کمک می‌کند تا مطمئن‌نر به هدف و برنامه خود برسید.

تعریف مدیریت سرمایه‌گذاری:

مدیریت سرمایه‌گذاری مدیریت حرفه‌ای اوراق بهادار (سهام، اوراق قرضه و دیگر اوراق بهادار) و دارایی‌ها (مثل املاک) به منظور رسیدن به اهداف مشخصی از سرمایه‌گذاری (سود سرمایه‌گذاران)، می‌باشد. سرمایه‌گذاران می‌توانند مؤسسات (شرکت‌های بیمه، صندوق‌های بازنشستگی، کمپانی‌ها، خیریه‌ها، مؤسسات خدمات تحصیلی و…) یا سرمایه‌گذاران شخصی (هم به صورت سرمایه گذاری مستقیم و هم در نوع رایج‌تر آن یعنی سرمایه‌گذاری از طریق شرکت‌های واسطه مثل صندوق‌های سرمایه گذاری مشترک) باشند.
در لغت، مدیریت دارایی اغلب به جای مدیریت سرمایه‌گذاری سرمایه‌های مشترک استفاده می‌شود، در حالیکه مدیریت سرمایه می‌تواند به همهٔ انواع سرمایه گذاری مثل مدیریت سرمایه گذاری شخصی اطلاق شود. مدیران سرمایه گذاری ای که تخصصشان مدیریت مشورتی از طرف سرمایه گذاران شخصی (معمولاً متمول) است، اغلب به خدماتشان مدیریت ثروت یا مدیریت سبد سرمایه گذاری می‌گویند.
«خدمات مدیریت سرمایه گذاری» شامل تحلیل اظهارنامه‌های مالی، انتخاب دارایی، گزینش سهام، پیاده سازی برنامه و کنترل سرمایه گذاری‌های جاری می‌شود. مدیریت سرمایه گذاری یک صنعت بزرگ و مهم جهانی است و عهده دار مدیریت تریلیون‌ها یوان، دلار، یورو، پوند و ین در جهان است.

آموزشی سرمایه گذاری در بورس



جهت ثبت نام در دوره آموزشی سرمایه گذاری در بورس بر روی تصویر فوق کلیک نمایید
دوره غیر حضوری است و محتوای الکترونیکی در قالب CD یا DVD به آدرستان ارسال می گردد
پس از پایان گواهی و مدرک معتبر مهارت سرمایه گذاری در بورس با قابلیت ترجمه رسمی دریافت می نمایید
مشاوره رایگان : ۰۲۱۲۸۴۲۸۴ و ۰۹۳۳۰۰۲۲۲۸۴ و ۰۹۳۳۰۰۳۳۲۸۴ و ۰۹۳۳۰۰۸۸۲۸۴ و ۰۹۳۳۰۰۹۹۲۸۴

روانشناسی معامله گران در بازارهای مالی

شاید کمتر کسی به این نکته توجه کند که برای اینکه به یک معامله گر حرفه ای تبدیل شویم باید به روان خود در معاملات کنترل داشته باشیم و با استراتژی معاملاتی منظم اقدام به معامله کنیم تا دچار لغزش در انتخاب سهام نشویم.شاید بسیاری از افراد در مقام تحلیلگری به یک تبحر و حرفه ای گری رسیده باشند ولی برای اینکه یک تحلیلگر بتواند معامله گر شود ،مسیر طولانی و تجربیات بسیاری در پیش است. تصمیمات انسان وابسته به بسیاری از عوامل است که هر یک در انتخاب و تصمیم گیری انسان موثرند. یکی از این موارد که در تصمیمات انسان تاثیرگذار است ، روان انسان است که موجب تصمیمات متفاوتی در شرایط مختلف میشود. در ادامه با بررسی انواع شخصیت ها در مقام معامله گری و اشتباهات رایجی که برخی معامله گران میکنند ، در پی این هستیم که مسیر درست معامله گری را پیدا کنیم.

شخصیت انسانها با توجه به نگاه های مختلف ، انواع متفاوتی دارد. از جمله این تقسیم بندی ها ،تقسیم بندی براساس نوع ادراک و نگاه افراد به اتفاقات و مفاهیم پیرامون خود است . در این تقسیم بندی افراد به دو دسته ، حسی و شهودی تقسیم شده اند که هریک از این افراد در تصمیمات و نوع نگاه خود تابع شخصیت خاص خود هستند. در ادامه با افراد حسی و شهودی و تاثیراتی که میتواند در سرمایه گذاری آنها وجود داشته باشد را بررسی میکنیم.

تفاوت افراد حسی و شهودی

پس از بعد درون گرایی و برون گرایی ، بعد حسی یا شمولی بودن افراد مورد توجه و آزمایش روانشناسان قرار میگیرد به طوری که قائلند بسیاری از انسانها از دسته افراد حسی هستند و فقط 30 درصد انسانها شهودی (شمی) هستند.

درک با حواس 5گانه و الهامات درونی

اولین تفاوت افراد حسی و شهودی در نحوه دریافت اطلاعات پیرامون خود و نحوه تفسیر آنهاست.یعنی گاهی افراد بیشتر با حواس 5 گانه خود کسب اطلاعات میکنند و در مقابل برخی با حس ششم یا الهامات درونی اقدام به کسب اطلاعات و تفسیرآنها میکنند.حسی بودن یا شهودی بودن در همه افراد وجود دارد ولی آنچه باعث میشود که افراد را متصف به حسی یا شهودی بودن کنیم ، حالت غالب آنهاست یعنی بیشترین حالتی که افراد دارند کدام حالت است.حسی ها بیشتر با حواس 5گانه خود ادراک اطلاعات و تفسیر اطلاعات میکنند و کمتر از الهامات درونی و حس ششم خود استفاده میکنند.در مقابل این شهودی ها هستند که بیشتر به الهامات درونی و حس ششم خود درکنار حواس 5گانه توجه دارند.

جزئی نگر یا کلی نگر بودن

دومین تفاوت این است که حسی ها بیشتراز شهودی ها به جزئیات توجه میکنند و از تفسیر جزئیات و واقعیات قابل ادراک به تصمیم میپردازند.در حالی که شهودی ها به کلیات و روابط حاکم بر واقعیات طبیعت بیشتر توجه میکنند .

زندگی در زمان حال یا توجه به آینده

سومین تفاوت در این است که حسی ها در زمان حال زندگی میکنند و آنچه مهم است این است که در زمان حال شرایط چگونه است و تمرکزشان روی آنچه هست میباشد .

توجه به الهامات درونی یا توجه به واقعیات حسی

چهارمین تفاوت در توجه به الهامات درونی و عدم توجه به آنهاست یعنی افراد حسی معمولا کاری با الهامات درونی خویش ندارند و بیشتر به مسائل مادی و طبیعی حساس هستند .

خلاقیت یا عدم خلاقیت

پنجمین تفاوت در داشتن یا نداشتن خلاقیت است که باید گفت افراد حسی خلاقیت کمتری نسبت به افراد شهودی دارند و آن به دلیل قدرت تخیل کمی هست که در حسی ها موجود است یعنی حسی ها بیش از اینکه به دنبال کشف و اختراع چیز جدید باشند به دنبال استفاده از کشفیات افراد دیگر هستند .

رهبربودن یا پیرو بودن

ششمین تفاوت در شروع کننده بودن یا ادامه دهنده بودن است ویا به بیان دیگر در رهبر بودن و پیرو بودن است که باید گفت افراد حسی بیشتر پیرو هستند و به دنبال تبعیت از رهبران کاری خود هستند .

درک بیشتر واقعیات و تفسیر بهتر واقعیات

هفتمین تفاوت در میزان درک واقعیات در پیرامون خود است که باید گفت افراد حسی به دلیل توجه بیشتر به جزئیات از واقعیات بیشتر ادراک دارند ولی افراد شهودی کمتر درک میکنند . در مقابل تفسیراین واقعیات ادراک شده در شهودی ها بهتر است و بهتر میتوانند پشت پرده و رابطه این واقعیات را تفسیر کنند .

معامله گر حسی یا شهودی ؟

با توجه به تفاوت هایی که از دو شخصیت حسی و شهودی بیان شد . میتوان به این نتیجه رسید که افراد شهودی در مقام تحلیلگری و فهم بیشتر از معامله گری موفق تر هستند و افراد حسی در معامله گری بیشتر به دنبال استفاده از تحلیل این افراد هستند . به بیان دیگر همانطور که اشاره شد بیشتر افراد شخصیت حسی دارند به طوری که درصد این افراد به 70 درصد میرسد.افراد حسی بیش از اینکه علاقه ای به تحلیلگری و تفسیر دقیق واقعیات بازارهای مالی داشته باشند بیشتر به دنبال سیگنال گیری و استفاده از تحلیل افراد شهودی هستند. البته این بدین معنا نیست که همه حسی ها تحلیلگری نمیکنند و فقط شهودی ها هستند که تحلیل گرند بلکه بدین معناست که افراد شهودی در تحلیل درست و دقیق بازارهای مالی موفق تراز افراد حسی هستند. افراد شهودی در بازارهای مالی دست به تحلیلگری و آموزش و خلق آثار جدید در کار خود هستند به طوری که ذهن خلاق آنها دائم درحال چیدن داستانی برای آینده کاری خود است در حالی که افراد حسی بیشتر نقش استفاده کننده و پیرو را در این بازار ایفا میکنند . با شناخت نوع شخصیت خود میتوانید بفهمید که آیا میتوانید در بازارهای مالی به عنوان تحلیلگر و مدرس موفق شوید یا خیر؟ در معاملات نیز افراد شهودی چون بهتر واقعیات را تفسیر میکنند میتوانند تصمیمات به موقع و درستی نسبت به حسی ها داشته باشند چرا که حسی ها فقط به آنچه اتفاق میافتد و حس میکنند توجه میکنند در حالی که در بازارهای مالی به کرات میتوان دید که بسیاری از معاملات بازیگری است و برای فریب معامله گران تازه کار انجام میشود پس در این مواقع این شهودی ها هستند که پشت پرده معاملات را به خوبی درک میکنند.یکی ازویژگی های افراد شهودی توجه به آینده و بررسی آینده و پیش بینی کردن آن است که این ویژگی میتواند بسیار در پیش بینی سهام آنها را کمک کند . در نهایت میتوان گفت که افراد کمی در بازارهای مالی قابلیت موفقیت دارند و این افراد همان شخصیت های شهودی هستند .

اشتباهات رایج معامله گران

جدای از حسی بودن یا شهودی بودن افراد ، برخی مسائل به دلیل بی تجربه گی و ندانستن اتفاق میافتد که با دادن آگاهی و تمرین در اصلاح این ویژگی های منفی میتوان در معاملات موفق تر بود در ادامه به برخی از این ویژگی ها خواهیم پرداخت.

ترس در کمترین میزان زیان

برخی از معامله گران به دلیل نداشتن حد ضرر و یا پایبند نبودن به حد ضرر خود ، درکمترین میزان زیان اقدام به فروش سهام میکنند و دچار اضطراب و استرس میشوند که این یکی از ویژگی های افراد تازه کار و بی تجربه در بازارهای مالی است .

توجه بیش از حد به اخبار

اخبار و اتفاقات پیرامون سهام مهم است و در معاملات باید به آنها توجه کرد ولی این توجه اگر بیش از حد شد و دائما شما را دچار شک و شبه نسبت به انتخابتان کرد ، این یکی از نقاط منفی در معامله گری است . اگر دارای یک استراتژی ثابت معاملاتی باشید نباید بیش از حد به اخبار توجه کنید تا بتوانید به استراتژی معاملاتی خود پایبند باشید .اخبار میتواند شما را گیج و سردرگم کند ویا در انتخاب درست خود دچار شک و شبه کند پس به اندازه و در ابتدای انتخاب سهم به اخبار آن توجه کنید .

فرار از قبول واقعیت

برخی پس از چند روز منفی شدن سهم دچار انکار واقعیت میشوند و دائم خود را با این جمله که سهم به قیمت قبلی برگشت میکند ، فریب میدهد و از قبول زیان به اندازه حد ضرر سرباز میزند و در نتیجه روز به روز بیشتر از گذشته دچار زیان میشود و این درحالی است که هرچه قدر میزان زیان بیشتر باشد ، اگر بخواهد قیمت سهم دوباره به قیمت قبلی بازگردد باید چنددرصد بیشتر از میزان زیان سود کند .

بررسی روزانه سهم

یکی از ویژگی افراد تازه کار این است که هر روز سهام خود را بررسی میکنند و با اینکار هم در پایبندی به استراتژی معاملاتی خود دچار مشکل میشوند و هم با خوردن اندکی زیان دچار اضطراب شده و سهام خواهند فروخت . در حالیکه ممکن است در پایان روز معاملاتی سهم به صف خرید تبدیل شود.

پیشنهادات برای بهتر شدن معاملات

شخصیت های مختلف معرفی شد ، اشکالات شایع بین معامله گران نیز بیان شد . حال درصدد آن هستیم که برخی راهکارها را برای بهتر شدن روند معاملاتی شما و آرامش روانی شما در معاملات بیان کنیم .

همه تخم مرغ ها را در یک سبد نگذارید

داشتن سرمایه گذاری مختلف در بازارهای مالی موازی و متفاوت میتواند از زیان گسترده شما جلو گیری کند و حتی زیان شما را تبدیل به سود کند . به طور مثال اگر در سال 1399 همزمان هم در بورس و هم در مسکن سرمایه گذاری کرده بودید با ریزش بورس تا سال 1401 دچارزیان شدید میشدید ولی این زیان را سود چند برابری مسکن میتوانست جبران کند. و حتی در بورس هم همه سرمایه خود را روی یک صنعت نگذارید بلکه در صنایع مختلف سهم انتخاب کنید تا با نزول برخی صنایع ، دیگر صنایع بتوانند زیان شما را جبران کند .

استراتژی معاملاتی داشته باشید

با بررسی راه های مختلف معامله گری باید به یک روش معاملاتی مخصوص به خود رسیده باشید تا بتوانید مانند یک ربات عمل کنید و به موقع وارد سهم شوید و به موقع از آن خارج شوید . استراتژی که بتواند شما را پایبند به خود نگه دارد و با هیجانات بازار شما دچار هیجان نشوید و استراتژی خود را زیر پا نگذارید . معمولا طمع و ترس عامل زیر پا گذاشتن استراتژی معاملاتی خواهند بود. اگر تا کنون استراتژی معاملاتی ندارید به شما پیشنهاد میکنیم به یکی ازاین استراتژی هایی که توسط گروه تحلیلی بی نظیر طراحی شده است مراجعه کنید . استراتژی هایی مثل اکسیر ، بی نظیر ، شاهکار ، استراتژی سرمایه‌گذاری یعنی چه؟ ایچیموکو که هرکدام میتواند شما را در معاملات خود کمک کند .

استراتژی و فیلترایچیموکو

به حد ضرر خود پایبند باشید

حد ضرر امری بسیار حیاتی برای یک معامله گر است و شاید بتوان گفت که یکی از عواملی که باعث حفظ سرمایه است داشتن حد ضرر میباشد.حدضرر در مقایسه با حد سود از ارزش بیشتری برقرار است و پیشنهاد میشود در هر شرایطی نسبت به حد ضرر خود پایبند باشید تا بتوانید از زیانهای احتمالی جلوگیری کنید .

معرفی بهترین استراتژی های سرمایه گذاری در بازار بورس

معرفی بهترین استراتژی های سرمایه گذاری در بازار بورس

در این مقاله بهترین استراتژی سرمایه گذاری در بازار بورس را مورد بررسی قرار می دهیم. زمانیکه زندگینامه ثروتمندترین افراد تاریخ را بررسی کنید متوجه خواهید شد که تمامی آنها برای سرمایه گذاری خود از یک الگو پیروی نموده و استراتژی سرمایه گذاری خود را داشتند.

علاوه بر یادگیری روش های تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی، حمایت از یک استراتژی مطلوب بخصوص در بازار بورس تاثیر بسزایی در موفقیت سرمایه گذاری دارند. معنی واژه استراتژی ، راه روشی است که برای رسیدن به هدف انتخاب می شود.

استراتژی های سرمایه گذاری در بازار بورس

همانطور که در ابتدای مطلب اشاره شد ، سرمایه گذاری در هر بازاری نیازمند پیروی از یک استراتژی مطلوب می باشد. بهترین استراتژی بازار بورس ایران عبارت اند از :

  • متنوع سازی سبد سهام و یا پرتفوی
  • استراتژی خرید و نگهداری سهام
  • استراتژی سرمایه گذاری گله‌ای
  • استراتژی سرمایه‌گذاری معکوس
  • استراتژی سرمایه گذاری پلکانی
  • استراتژی سرمایه‌گذاری سود تقسیمی

1. استراتژی تنوع سبد سهام و یا پرتفوی

استراتژی تنوع سبد سهام و یا پرتفوی

از قرار دادن همه تخم مرغ ها در یک سبد خودداری کنید!! این یک ضرب المثل چینیه که بسیار در بازار بورس کاربرد دارد و به این معناست که از خرید تنها فقط یک سهم خودداری کنید و سرمایه خود را در بین چند سهم تحلیل شده پخش کنید و به اصطلاح پرتفوی خود را متنوع کنید.

متنوع ساختن سبد سهام از آن جهت حائز اهمیت بوده که اگر سهمی از سبد شما ضرر داد بتوانید با سود دیگر سهم ها آن را جبران کنید. البته این استراتژی زمانی مفید واقع می شود که روند نزولی در دیگر سهام های پرتفوی اتفاق بی افتد.

می توانید سبد سهام عمودی ( به معنای خرید سهام شرکت تولیدکننده خوراک دام، تولید کننده شیر و لبنیات و عرضه کننده محصولات لبنی) و یا افقی (به معنای خرید سهام تمام شرکت‌های حمل و نقل) متنوع سازی کنید.

نمی توان گفت که استراتژی متنوع سازی پرتفوی خالی از اشکال است زیرا باعث افزایش هزینه‌های خرید و فروش سهام می‌شود.

در این استراتژی یک نوع استراتژی سرمایه‌گذاری یعنی چه؟ استراتژی دیگر به نام هسته ای گنجانده شده است که در آن هسته سبد که عمده سهام یک سبد است از یک صندوق مشترک شاخص سهام با سرمایه کلان در نظر گرفته می‌شود و دیگر سهم‌ها و صندوقها بخش‌های کوچکتر سبد را شامل می شود تا یک سبد سهام جامع را تشکیل دهند.

2. استراتژی خرید و نگهداری سهام

یکی از استراتژی های سرمایه گذاری در بازار سهام ، استراتژی خرید و نگهداری سهام می باشد. افرادی که از این نوع استراتژی سرمایه گذاری در بازار بورس حمایت می کنند، اقدام به خرید سهام تحلیل شده در بورس می کنند و آن را برای مدت طولانی نگهداری می کنند این افراد معتقدند که سرمایه گذاری در بازار بورس نیازمند دید بلند مدت می باشد.

والدینی که به منظور پس انداز و تامین آینده مال فرزندان خود اقدام خرید سهام می نمایند از این استراتژی حمایت می کنند. این روش هزینه‌های خرید و فروش به حداقل می‌رسند و بازگشت خالص کلی سرمایه‌گذاری افزایش میابد.

3. استراتژی سرمایه گذاری گله‌ای

نام دیگر استراتژی گله ای استراتژی توده ای می باشد و به معنای تقلید منطقی و غیرمنطقی از گروهی حرفه ای و بزرگ می باشد. افرادی که برای سرمایه گذاری از این نوع استراتژی پیروی می کنند بر این باورند که گروهان بزرگ اشتباه نمی کنند یا به این دلیل که انسان‌ها تمایل ذاتی به پذیرفته شدن در گروه‌ها را دارند پس از جمعی پیروی می‌کنند تا مورد پذیرش آنها قرار گیرند.

در این بین افرادی هستند که استراتژی سرمایه گذاری خاصی ندارند و با تکیه بر شانس خود اقدام به خرید و فروش سهام می نمایند و اغلب نیز با شکست مواجه می شوند و در صف استراتژی سرمایه‌گذاری یعنی چه؟ های طولانی خرید و فروش قرار می گیرند.

4. استراتژی سرمایه گذاری معکوس

در مقابل افرادی که سرمایه گذاری گله ای را می پسندند افرادی هستند که از استراتژی سرمایه گذاری معکوس پیروی می کنند. به عبارتی وقتی که سهامداران یک شرکت اقدام به فروش می کنند او می خرد و بالعکس. یعنی در صف های فروش میخرند و در صف های خرید میفروشند.

نمی توان گفت کدام استراتژی سرمایه گذاری مطلوب است بلکه انتخاب هر کدام از این روش ها به شرایط بازار و سهم مورد نظر متفاوت بستگی دارد. در استراتژی معکوس باید بررسی کرده که این شرکت‌ها آسیب‌پذیر نبوده و همچنین دارای سوددهی پیوسته و رو به رشد باشد.

5. استراتژی خرید پلکانی

از دیگر استراتژی های سرمایه گذاری در بازار بورس می توان به استراتژی خرید پلکانی در بورس اشاره کرد. سرمایه گذارانی که از این استراتژی پیروی می کنند، طی چند روز معاملاتی با قیمت های متنوع اقدام به خرید حجم زیادی از سهام می کنند.

با این کار میانگین قیمت خرید خود را کم می کنند و در صورتی که سهم مورد نظر ریزش و یا افت کند ، ضرر و زیان کمتری را متحمل می شوند و در صورت رشد سهم نیز می‌تواند با اضافه کردن تعداد سهم خود در روند صعودی سود مناسبی دریافت کند.

7. استراتژی سرمایه‌گذاری سود تقسیمی

استراتژی سرمایه گذاری سود تقسیمی نیز از دیگر استراتژی سرمایه گذاری در بازار بورس می باشند که در این روش سرمایه گذاران اقدام به خرید سهام می کنند که در مجمعی که پایان سال مالی شرکت ها تشکیل می شود، سود تقسیمی دریافت کنند.

سرمایه گذارانی که از این روش سرمایه گذاری حمایت می کنند، میزان سود تقسیمی شرکت در سال گذشته و وضعیت مالی شرکت را بررسی نموده و بر اساس آن عملکرد سال آتی را پیش بینی می نماییم. اگر پیشبینی شود که شرکت مورد نظر سود تقسیمی خوب، منظم، قابل پیش‌بینی و رشد دارد، آنگاه اقدام به خرید سهام آن می نمایند.

سایر استراتژی‌های سرمایه گذاری در بورس

استراتژی خرید سهام شرکت های کوچک که سرمایه گذاران بزرگی همچون وارن بافت از آن پیروی نمودند، نیز وجود دارد زیرا آنها معتقدند که سودهای بزرگ معمولا از شرکت‌های کوچک حاصل می‌شوند. برخی نیز از استراتژی مبتنی بر شاخص حمایت می کنند و با توجه به عملکرد شاخص پیش می روند و سهام هایی را خریداری می کنند که که اثرگذاری بیشتری روی شاخص‌ها دارند.

از دیگر استراتژی های سرمایه گذاری در بورس می توان به استراتژی ارزش اشاره نمود. در این روش افراد اقدام به سهام شرکت هایی را خریداری می کنند که قیمت پایینی دارد ولی پتانسیل رشد و سوددهی در دراز مدت را دارند این افراد با دیده بلند سرمایه گذاری می نمایند.

کلام آخر

هر فردی برای سرمایه گذاری در بازار بورس باید از یک استراتژی پیروی کند تا ریسک سرمایه گذاری خود را کاهش دهند. در این مقاله بهترین استراتژی سرمایه گذاری در بازار بورس را در اختیار شما قرار دادیم استراتژی راه و روشی است که برای رسیدن به هدف انتخاب میشود از این رو سرمایه گذار باید ابتدا هدف خود را از سرمایه گذاری مشخص کند سپس استراتژی خود را انتخاب نماید.

استراتژی ذهنی تنها استراتژی اصلی سرمایه گذاری

استراتژی ذهنی

خیلی ها برای سود کردن در بازار بورس دنبال استراتژی اصلی یا معجزه می گردند!

اما چرا آن را پیدا نمی کنند و بعد از کلی خرج کردن پول و وقت شان، دست از پا درازتر برمی گردند!

چون استراتژی اصلی گم نشده است و پیش خودشان بوده است!

پس تو هم دنبال آن نگرد چون استراتژی اصلی فقط در ذهن توست!

استراتژی ذهنی تنها راه سرمایه گذاری بدون ریسک و فرار از دست گرگ های گرسنه است.

گرگ های گرسنه ای که می دانند احساسات تو در بورس نقش مهمی را بازی می کنند!

احساساتی که کشک نیست و تنها راه پُر کردن شکاف های ذهنی توست.

شکاف های ذهنی ای که احساسات تو را در بازار بورس پُر رنگ تر می کنند و به گرگ های گرسنه سیگنال حمله می دهند!

آقازاده بورس مثل گرگ گرسنه منتظر سیگنال توست!

مثلا یکی از شکاف های ذهنی تو رسیدن به سودهای بزرگ قطعی بدون قبول ضرر است!

یعنی می خواهی سه ماه دیگر از بورس ۱۲۰ میلیون تومان سود قطعی بگیری تا بتوانی دنا پلاس سوار شوی!

البته فقط نمی خواهی دنا پلاس سوار شوی بلکه می خواهی کارهای دیگری هم انجام دهی 🙂

که البته بستگی به روحیات و احساسات تو دارد!

اینجاست که احساسات تو روشن می شوند و دنبال استراتژی اصلی و معجزه می گردی،

چون می خواهی دنا پلاس سوار شوی و به هدف اصلی خودت برسی،

می چرخی و می گردی و آنقدر وقت و پولت را هدر می دهی تا متوجه شوی خبری نیست!

یعنی سه ماه گذشته و نه تنها خبری از دنا پلاس نیست بلکه چند میلیون هم خرج کردی و هیچ نتیجه ای نگرفتی!

ناامید نمی شوی و دوباره یک برنامه سه ماه می گذاری و با خودت می گویی این دفعه استراتژی اصلی را پیدا می کنم!

در نهایت با گرگ های گرسنه ای که منتظر تو هستند آشنا می شوی،

با تبلیغات زیاد سهم های خاصی را به تو معرفی می کنند و به تو می گویند:

۱۲۰ میلیون تومان که چیزی نیست!

تو می توانی حداقل ۲۰۰ درصد تا ۵۰۰ درصد با فلان سهم سود کنی!

خوشحال و خندان می شوی و می گویی: یافتم… یافتم….

استراتژی اصلی را یافتم….

تا خِرخِره آن سهم را می خری و بعد از چند روز می بینی به شدت قیمت آن پایین می آید!

با خودت می گویی اشکالی ندارد، کمی اصلاح می کند و بعد با قدرت برمی گردد،

ولی بعد از گذشت چند ماه می بینی هنوز هم خبری نیست و نه تنها ۱۰۰ درصد هم رشد نکرده بلکه ۵۰ درصد پایین تر از قیمت خرید تو شده است.

وقتی می خواهی با گرگ گرسنه صحبت کنی،

یا آن را پیدا نمی کنی یا اگر پیدا کنی با قدرت بیشتری به تو حمله می کند!

بگذار خیال تو را راحت کنم!

من و تو نمی توانیم جلوی این گرگ های گرسنه را بگیریم چون قدرتش را نداریم!

ولی می توانیم واقعیت ها را ببینیم و نگذاریم احساسات مان کار دست مان بدهد.

با استراتژی ذهنی می توانی این احساسات را کم رنگ تر کنی، سیگنال حمله صادر نکنی و لااقل خودت و پولت را در امان نگه داری.

اگر توانسته ای خودت و پولت را حفظ کنی که خیلی خوب است

و اگر نتوانسته ای خودت و پولت را حفظ کنی که خیلی متاسفم

ولی در هر حالی که هستی به تو تبریک می گویم چون بالاخره متوجه شدی که:

استراتژی ذهنی تنها استراتژی اصلی برای رسیدن به سودهای بزرگ است

اگر بخواهم خیلی ساده استراتژی ذهنی را تعریف کنم باید بگویم:

استراتژی ذهنی یعنی از مدل فکری یک سرمایه گذار موفق الگو بگیریم!

خیلی هم ساده نگفتم! اجازه بده ساده تر بگویم:

استراتژی ذهنی یعنی اینکه بدانی در مدت سه ماه نمی توانی از بازار بورس یک دنا پلاس بیرون بکشی!

اگر هم بازار خیلی خیلی خوب باشد باید قبول کنی که احتمال بیرون کشیدن دنا پلاس فیفتی فیفتی است!

ببخشید فارسی را پاس نداشتم! یعنی همان پنجاه پنجاه!

چون تو از بازار بورس ارثِ پدرت را طلب نداری!

اگر غیر از این باشد اصلا جای درستی را انتخاب نکردی و همین الان می توانی این صفحه را ترک کنی و دنبال ارث و میراث باشی!

اگر دنبال سود تضمینی و قطعی صد در صدی باشی خیلی زود بازار بورس تو را ادب خواهد کرد!

البته بازار بورس با تو پدر کُشتگی ندارد و کاملا بی طرفانه سیگنال خرید و فروش می دهد.

فکر کنم کاملا متوجه شدی که استراتژی ذهنی چیست!

برای اینکه بتوانی مدل فکری یک سرمایه گذار موفق را پیاده کنی قرار نیست کارهای سخت و پیچیده انجام دهی.

فقط به جای فکر کردن به سود صد در صد، دنا پلاس و عشق بازی با کسی که می خواهی،

لازم است کمی هم به بازار فکر کنی!

لازم است صد در صد ریسک های سرمایه گذاری را قبول کنی!

خُب شاید الان با خودت بگویی:

مگر نگفتی سرمایه گذاری بدون ریسک در بازار بورس پس چرا دبه می کنی؟!

نه من دبه نکردم.

سرمایه گذاری بدون ریسک یعنی مدل فکری تو

سرمایه گذاری بدون ریسک یعنی با چشمان بسته راه نروی،

بلکه با چشمان کاملا باز مسیر رسیدن به سودهای بزرگ را بروی،

و اگر چاله و چاه و گرگ های گرسنه را دیدی با استراتژی ذهنی آن ها را پشت سر بگذاری.

اگر استراتژی ذهنی را یاد نگیری و تمرین نکنی،

خیلی زود باید خودت و پولت را دو دستی تقدیم گرگ های گرسنه کنی!

درد یادگیری خیلی کمتر از درد از دست دادن پول است!

برای یادگیری هم لازم است کمی سرمایه گذاری کنی تا سرمایه های زیادی را به باد ندهی.

بازار بورس هیچ قدرتی در برابر استراتژی ذهنی تو ندارد

بازار برای تو تصمیم نمی گیرد بلکه تنها تصمیم گیرنده فقط و فقط ذهن توست.

بازار طبق احساسات سرمایه گذاران حرکت می کند و اطلاعاتی را به تو می دهد.

تعبیر و تفسیر این اطلاعات با توست و در نهایت این تو هستی که تصمیم می گیری.

بازار بورس با تو کاری ندارد، ذهن تو به تو دستور می دهد که:

  • بترسی،
  • طمع کنی،
  • عجله کنی،
  • صبر نکنی،
  • لج بازی کنی،
  • احمق و خوش خیال باشی،
  • اعتماد به نفس نداشته باشی،
  • بی گدار به آب بزنی و قمار کنی،
  • به گرگ های گرسنه سیگنال بدهی،
  • به بازار بورس اعتماد نکنی،
  • و در نهایت قید بورس و سهامداری را بزنی،

مدل فکری یک سرمایه گذار موفق

یک سرمایه گذار موفق نمی گوید:

بازار بورس قمار و رانت است و در توهم توطئه نیست!

بلکه اطلاعات بازار را با استراتژی ذهنی خودش تحلیل می کند،

و وقتی که سرمایه گذاران عادی در ترس و توهم هستند، به موقع عمل می کند.

ترس و توهم در ذهن باعث می شوند در دنیای واقعی هم اطلاعات بازار را اشتباه تفسیر کنی.

یعنی نمی توانی روی اطلاعات تمرکز کنی و بدانی که کِی بخری و کِی بفروشی!

در نتیجه ضرر می کنی و به بازار بورس بدوبیراه می گویی!

اگر می خواهی به سودهای مستمر و بزرگ برسی لازم است تا سرمایه گذاری را به صورت حرفه ای و هنرمندانه یاد بگیری.

برای یادگیری سرمایه گذاری هوشمندانه و هنرمندانه هم لازم است از ذهن و احساساتت کمک بگیری.

ولی نکته خیلی خیلی مهم این است که:

ذهن و احساس تو هم سد راه تو و هم سکوی پرتاب تو هستند!

یعنی یک سرمایه گذار موفق می داند که با ۲۰ درصد تحلیل تکنیکال و بنیادی و ۸۰ درصد استراتژی ذهنی می تواند یک سرمایه گذاری پنجاه پنجاه داشته باشد.

ولی یک تحلیل گر موفق می خواهد ده ها اندیکاتور، اسیلاتور، الگو و بقیه تحلیل ها را یاد بگیرد تا اینکه یک سرمایه گذاری صد در صد داشته باشد.

جالب است تحلیل گر، سال های سال تحلیل می کند و تحلیل یاد می دهد ولی هیچ وقت سرمایه گذار موفقی نمی شود.

خُب معلوم است، شاگردانش هم هیچ وقت سرمایه گذار موفقی نمی شوند!

ولی سرمایه گذار موفق با استراتژی ذهنی اش، احساساتش را راهنمایی می کند، شکاف های ذهنی اش را پُر می کند و می پذیرد که:

با قبول ریسک می توان سرمایه گذاری بدون ریسک داشت!

قطب نمای بورس سرمایه گذاری بدون ریسک و کاملا تضمین است.

درباره صادق عباسی

بزرگترین و قوی ترین استراتژی سرمایه گذاری بدون ریسک در بازار بورس فقط در ذهن خود توست پس در تحلیل ها و حرف های دیگران، دنبال پیدا کردن فرمول یا معجزه نباش! چون پیش بینی ها در بهترین حالت، فقط ۲۰ درصد جواب می دهد و ۸۰ درصد لازم است که روانشناسی سرمایه گذاری بلد باشی و مربی ذهن خودت شوی. و اینجا دقیقا همان جایی است که قرار است به سودهای استراتژی سرمایه‌گذاری یعنی چه؟ بزرگ برسی.

مدیریت سرمایه گذاری در سهام

مدیریت سرمایه گذاری در سهام

از نظر جونز و با توجه به انتخاب سبد سهام توسط سرمایه گذاران، فرآیند سرمایه گذاری به دو مرحله؛ تجزیه و تحلیل اوراق بهادار و مدیریت پرتفوی تقسیم می گردد‌.
در نگاهی دیگر از شارپ این فرآیند به پنج مرحله تقسیم می شود:

۱. تعیین سیاست سرمایه گذاری
۲. انجام تجزیه و تحلیل اوراق بهادار
۳. تشکیل سبد سرمایه گذاری
۴‌. تجدید نظر در سبد سرمایه گذاری
۵. ارزیابی عملکرد سبد سرمایه گذاری

حال بر آن شدیم، تا در این مقاله فرآیند سرمایه گذاری را در چهار بخش؛ انتخاب اهداف، تجزیه و تحلیل اوراق بهادار، تشکیل سبد به کمک سبدگردان و استراتژی بررسی نماییم.

الف) انتخاب اهداف سرمایه گذاری :

در تعیین هدف از سرمایه گذاری، شخص نباید هدفش را کسب سود زیاد در نظر بگیرد؛ چرا که سود زیاد، ریسک بیشتر را نیز در پی خواهد داشت.
به عبارت دیگر هدف های سرمایه گذاری باید از دیدگاه بازده و ریسک در بورس ، باهم بیان گردد.

دیدگاه سرمایه گذار می تواند در سه منظر کوتاه مدت، میان مدت و یا بلند مدت دسته بندی گردد. انتخاب سرمایه گذاری در بورس با دید کوتاه مدت و افزایش سرمایه فوری در این بازار، تفکری نابخردانه است؛ زیرا ویژگی این بازار * صبر و افق زمانی بلند مدت* می باشد.
سرمایه گذاری در بورس برای مدت زمان کوتاه، کاملا غیر قابل پیش بینی است، چرا که قیمت های برآورد شده به دلیل وجود رفتار تعداد زیادی از سرمایه گذاران فعال در بورس، معمولا محقق نمی شوند. سرمایه گذاری در بورس در مقایسه با انواع سرمایه گذاری مثل ارز، طلا و بانک؛ صبر بیشتری نیاز دارد.

ب) تجزیه و تحلیل اوراق بهادار:

بعد از اینکه هدف از سرمایه گذاری، میزان وجوه جهت سرمایه گذاری و ارتباط ریسک و بازده بررسی شده و میزان ریسک مورد پذیرش توسط سرمایه گذار مشخص شد، نوبت به تجزیه و تحلیل اوراق بهادار می رسد.
در تجزیه و تحلیل اوراق دو فرآیند تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال وجود دارد
🔻به مقاله تحلیل بنیادی و تکنیکال مراجعه شود!

ج) تشکیل سبد سرمایه گذاری و تجدید نظر در آن :

سرمایه گذار در راستای کاهش ریسک سرمایه گذاری خود، به کمک تنوع سازی سراغ تشکیل سبد سرمایه گذاری خود می رود‌. معمولا بعد از گذشت مدت زمانی از تشکیل سبد، سرمایه گذاران با توجه به تغییرات شرایط بازار، ایجاد شرایط جدید یا مشخص کردن اشتباهات در انتخاب اوراق بهاداری که منجر که منجر به کسب بازده پایین شده اند؛ مبادرت به تجدید نظر در پرتفوی خود می نمایند‌. این اقدام یکی از مهمترین مراحل است، چرا که نقاط قوت و ضعف شیوه ی سرمایه گذاری مشخص شده، بر همین اساس تغییراتی در سبد سرمایه گذاریک‌ صورت می گیرد. از طرف دیگر توجه به تغییرات بازار و تجدید نظر در سبد، می تواند منجر به کسب بازدهی مناسب از پرتفوی ایجاد شده گردد

د) انتخاب استراتژی سرمایه گذاری :

در مدیریت سرمایه گذاری سهام استراتژی سرمایه گذاری مجموعه استراتژی سرمایه‌گذاری یعنی چه؟ ای است از قوانین، رویه ها یا رفتارها، که سرمایه گذار را در انتخاب پرتفولیو سرمایه گذاریش راهنمایی می کند. به عبارت دیگر برنامه استراتژیک، برنامه سرمایه گذار از توزیع دارایی ها در میان سرمایه گذاری های مختلف است؛
با در نظر گرفتن و توجه به عوامل مختلفی، همچون اهداف فردی، افق زمانی و تحمل ریسک.
برای استراتژی های سرمایه گذاری طبقه بندی های مختلفی صورت گرفته است.
برخی از سرمایه گذاران حداکثر کردن بازگشت سرمایه شان را با سرمایه گذاری در دارایی های ریسکی ترجیح می دهند، اما اشخاص دیگر حداقل کردن ریسکشان را ترجیح می دهند.

انواع استراتژی های سرمایه گذاری

به طور کلی اکثر سرمایه گذاران ما بین این دو استراتژی را می پسندند. برای مدیریت پرتفولیو به صورت کلی دو استراتژی “فعال” و “منفعل” وجود دارد.

۱. استراتژی فعال:

این استراتژی عمدتا به منظور هماهنگی با برآورد های کوتاه مدت یا میان مدت بازار و سهم بکار می رود. یعنی مدیر سبد در حال خرید و فروش سهم است تا بتواند بازدهی بیش از بازدهی شاخص بازار (بازدهی متوسط بازار) کسب کند. بدین معنا که طبق این استراتژی، ارزیابی و مدیریت و بررسی مستمر پرتفو توسط سرمایه گذار صورت می گیرد.
برای مدیریت فعال سبد؛ از سه نوع استراتژی می توان بهره مند شد.

.استراتژی سنجش
.استراتژی موقعیت بازار
. استراتژی تمرکز بخش
.استراتژی گلچین سهام

۲.استراتژی منفعل:

در این نوع استراتژی به دلیل آنکه سرمایه گذار توانایی پیش بینی جریان آتی بازار یا عملکرد قیمت سهام را ندارد؛ هدف اصلی نزدیک کردن بازده پرتفوی به بازده شاخص مورد نظر است.
در این نوع استراتژی، نوع مدیریت سبد به صورت خرید و نگهداری است. در این شرایط استراتژی سرمایه‌گذاری یعنی چه؟ خرید سهام بر مبنای چندین معیار انجام شده و تا پایان دوره سرمایه گذاری، حفظ می شود.
بنابراین هیچ گونه فعالیت خرید و فروشی پس از ایجاد سبد وجود ندارد.
به این استراتژی “استراتژی سرمایه گذاری در شاخص” نیز گفته می شود.
در این حالت مدیریت هیچ گونه تلاشی جهت شناسایی سهام با قیمت پایین یا با قیمت بالا از طریق روش های تجزیه و تحلیل نمی کند و همچنین هیچ گونه تلاشی در راستای پیش بینی حرکات کلی در بازار انجام نمی دهد. در این استراتژی سبد متنوعی از سهام شرکت های بزرگ و با ثبات تشکیل می گردد.

🔻در انتخاب استراتژی، میبایست به مواردی چون: سطح کارایی بازار، شرایط حاکم در بازار، نوع بازار، اندازه و حجم پرتفوی، نگاه و ویژگی شخصیتی مدیران، سطح تحمل ریسک سبد و انتظار و توقع سرمایه گذار؛ توجه نمود.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.